مهدویون ایردموسی

مهدویون ایردموسی

سربازان صفر سایبری موعود هستیم . و اگر اجازه بدهند از یارانش باقی خواهیم ماند .
مهدویون ایردموسی

مهدویون ایردموسی

سربازان صفر سایبری موعود هستیم . و اگر اجازه بدهند از یارانش باقی خواهیم ماند .

ای که همه نمازها و روزه‌ها،تنها با ولایت تو معنا می‌دهد



اینک ای ولی زمان!


ای که همه نمازها و روزه‌ها،تنها با ولایت تو معنا می‌دهد.


ای که همه حج‌ها و تلاش‌های دینی، با ولایت تو مقبول می‌افتد.


خدا را به شهادت می‌طلبیم و می‌گوییم:


اِجْعَلْ صَلاتَنا بِهِ مَقْبولَه


وَ‌ذُنوبَنا بِهِ مَغْفورَه


وَدُعائَنا بِهِ مُسْتَجاباً


به‌خاطر ولایت امام زمان:


نمازهای ما را بپذیر


وگناهانمان را بیامرز


و دعای ما را مستجاب فرما.


 دعای ندبه زمان بی کسی ها

نمی آیی مگر ، دیر است آقا

دلم از پونه ها سیر است آقا


هوای باغ   دلگیر است آقا


کسی فانوس گلهـــارا شکسته


نمی آیی مگر ، دیر است آقا



هیس

 

گوش دهید

 

این تکرار صدای دوباره تاریخ است

 

کسی از انتهای زمان دوباره می خواند ؛

 

کیست که مرا یاری کند ؟

 

بیا...

 

اینجا لشگری برایت مهیا کرده ایم ،

 

کوچک است ،

 

اما همه بودنت را باور دارند و به قنـــوت  و قبله ات ایمان

چشم آلوده کجا؟؟ دیدن دلدارکجا ؟؟



چشم آلوده کجا؟؟  دیدن دلدارکجا ؟؟


دل سرگشته کجا.؟؟؟ وصف رخ یار کجا ؟


قصه عشق من وزلف تودیدن دارد


نرگس مست کجا ؟؟؟


همدلی خارکجا ؟؟ کاش درنافله ات


نام مراهم ببری


که دعای توکجا...عبد گنه کار کجا؟؟

دانلود ترانه هوای تو با صدای مهدی یراحی


ترانه بسیار زیبای هـــوای تو با صدای مهدی یراحی رو آماده کردم که کار بسیار زیبایی هست و تقدیم میکنن به تمام چشم انتظاران آخرین منجی عالم. میتونید این ترانه زیبارو هم اکنون از مهدویون ایردموسی دریافت نمایید .


                                                    حجم : 1,074 کیلوبایت

                                                  

اباصالح التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش

اباصالح التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش


نجف رفتی کربلا رفتی کاظمین رفتی یاد ما هم باش

مدینه رفتی به پابوس قبر پیغمبر مادرت زهرا

به دیدارقبقر بی شمع مجتبی رفتی یاد ما هم باش

زیارت نامه که میخوانی در کنار آن تربت خاموش

به دنبال قبر مخفی از کوچه ها رفتی یاد ما هم باش

 

بغل کردی قبر مادر را جای ما هم او ار زیارت کن 

همان لحظه که به احوالش از نوا رفتی یاد ما هم باش

شب جمعه کربلا رفتی یادما هم کن چون زدی بوسه

کنار قبر ابوالفضل با وفا رفتی یاد ما هم باش

بزن بوسه جای ما روی قبر عباس و اکبر و اصغر

سر قبر قاسم و قبر عمه ها رفتی یاد ما هم باش

به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه

برای بوسیدن آن دردانه ها رفتی یاد ما هم باش

نماز حاجت که میخوانی از برای فرج یاد ما هم باش

شدی محرم در مراسم حج یا صفارفتی یاد ما هم باش

دعا کردی از برای معراج التماس دعا یاد ما هم باش

به هرجا رفتی برو مهدی هر کجا رفتی یاد ما هم باش

به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه

به یاد این نوکر درب آستان رفتی یاد ماهم باش

 

بغل کردی قبر مادر را جای ما هم او ار زیارت کن 

همان لحظه که به احوالش از نوا رفتی یاد ما هم باش

شب جمعه کربلا رفتی یادما هم کن چون زدی بوسه

کنار قبر ابوالفضل با وفا رفتی یاد ما هم باش

بزن بوسه جای ما روی قبر عباس و اکبر و اصغر

سر قبر قاسم و قبر عمه ها رفتی یاد ما هم باش

به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه

برای بوسیدن آن دردانه ها رفتی یاد ما هم باش

نماز حاجت که میخوانی از برای فرج یاد ما هم باش

شدی محرم در مراسم حج یا صفارفتی یاد ما هم باش

دعا کردی از برای معراج التماس دعا یاد ما هم باش

به هرجا رفتی برو مهدی هر کجا رفتی یاد ما هم باش

به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه

به یاد این نوکر درب آستان رفتی یاد ماهم باش

آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان!

آقا اجازه!

آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان!
قبل از هجوم سرزنش و حرف دیگران

آقا اجازه! پشت به من کرده قلبتان
دیگر نمی دهد به دلم روی خوش نشان!

قصدم گلایه نیست، اجازه! نه به خدا!
اصلا به این نوشته بگویید «داستان»

من خسته ام از آتش و از خاک، از زمین
از احتمال فاجعه، از آخرالزمان!

آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کویر
باران بیار و باز بباران از آسمان

-
اهل بهشت یا که جهنم؟ خودت بگو!
-
آقا اجازه! ما که نه در این و نه در آن!

«
یک پای در جهنم و یک پای در بهشت»
یا زیر دستهای نجیب تو در امان!

آقا اجازه!............................
.......................................!

باشد! صبور می شوم اما تو لااقل
دستی برای من بده از دورها تکان...
 

آقا اجازه خسته ام از اینهمه فریب!

آقا اجازه! خسته ام از این همه فریب،
از های و هوی مردم این شهر نا نجیب.

آقا اجازه! پنجره ها سنگ گشته اند،
دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب.

آقا اجازه! باز به من طعنه می زنند
عاشق ندیده های پر از نفرت رقیب.

«
شیرین»ی وجود مرا «تلخ» می کنند
«
فرهاد»های کینه پرست پر از فریب!

آقا اجازه! «گندم» و «حوا» بهانه بود،
«
آدم» نمی شویم! بیا: ماجرای «سیب»!

باشد! سکوت می کنم اما خودت ببین..!
آقا اجازه! منتظرند اینهمه غریب....

یا این دل شکسته ما را صبور کن یا لا أقل به خاطر زینب ظهور کن

                 

یا این دل شکسته ما را صبور کن
یا لا أقل به خاطر زینب ظهور کن

دیگر بتاب از افق مکه ، ماه من!
این جاده های شب زده را غرق نور کن

با ذوالفقار حضرت مولا ، بیا و بعد
دلهای شیعه را پرِ حسّ غرور کن

با کوله بار غربت و اندوه خود بیا
از کوچه های سینه زنی مان عبور کن

امشب بیا که روضه بخوانی برایمان
امشب بساط گریه مان را تو جور کن

                                 یا چند صفحه مقتل کرب و بلا بخوان
                          
یا خاطرات عمه تان را مرور کن

کدام ورق تقویم را کنده اند که تاریخ هیچ گاه به جمعه نمی رسد؟!

کدام ورق تقویم را کنده اند که تاریخ هیچ گاه به جمعه نمی رسد؟!


بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی‎خورشیدند

از همان لحظه که از چشم یقین افتادند
چشم‎های نگران آینه‎ی تردیدند

نشد از سایه‎ی خود هم بگریزند دمی
هر چه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند

چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خود
همه از دیدن تنهایی خود ترسیدند

غرق دریای تو بودند ولی ماهی‎وار
باز هم نام و نشان تو ز هم پرسیدند

در پی دوست همه جای جهان را گشتند
کس ندیدند در آیینه به خود خندیدند

سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است
فصل‎ها را همه با فاصله‎ات سنجیدند

تو بیایی همه‎ی ثانیه‎ها، ساعتها
از همین روز، همین لحظه، همین دم عیدند

قیصر امین پور

زین انتظار مردم دل را بگیروببر

یکدم بیاو با ما کن روزگار راسر زین انتظار مردم دل را بگیروببر

گشتم به دنبال تو درروزهای بی تو خستم ولی ندارم در سر هوای بی تو

رفتی ولی نکردی حتی نگاه بر من تمام کوچه ها مرد وقتی تودوری از من

نگاه من ولی باز دوخته به کوچه ی توست سویی ندارد اما قلبم چه سوخته بی توست

تمام لحظه ها رادر کوچه ها نشستم حتی نشد یه لحظه دستت جدا زدستم

این انتظار مرا کشت هرگز نیامدی تو ماندم وبازهم باز درکوچه ها ی بی تو

چشمان من همه سوخت در انتظار رویت تنها برای من ماند عطرووجودوبویت

شعر:افسانه عباسی لیوار

دلدار منی یابن الزهرا تو یار منی یابن الزهرا

دلدار منی یابن الزهرا تو یار منی یابن الزهرا 


ترسم که بیایی ومن آن روز نباشم 

ای کاش که من خاک سر کوی تو باشم

هر کس به کسی نازد وما هم به تو نازیم 

ای کاش که جان بر سر کوی تو ببازیم


دلدار منی یابن الزهرا تو یار منی یابن الزهرا 


میخانه دگر جای من بی سر وپا نیست 

روزیِِِِِ  من خسته چرا کرببلا نیست


تو دین منی یابن الزهرا آیین منی یابن الزهرا


ای خسرو خوبان نظری سوی گدا کن 

رحمی به من سوخته ی بی سر و پا کن


ای تاج سرم یابن الزهرا من منتظرم یابن الزهرا


آخر سحری دامن لطف تو بگیرم

 یک بوسه زنم بر لبت آنگاه بمیرم


تو یار منی، غمخوار منی مرغ سحرم، من منتظرم

زوال اسرائیل بدست امام مهدی (ع) در سال 2022

زوال اسرائیل بدست امام مهدی (ع) در سال 2022
سید عبدالله حسینی
به گزارش «شیعه نیوز» اقای سید عبدالله حسینی از مرکز اسلامی ژوهانسبورگ طی مقاله ای با استناد به تفسیر ریاضی از سوره مبارکه اسراء و کهف این چنین نوشته است:
 
پیش بینی قرآنی یا تصادف عددی؟
تفسیر ریاضی سوره مبارکه اسراء وکهف

بجای مقدمه

تا کنون برقرآن کریم تفسیر های متعددی نگاشته شده است. برخی قرآن را از منظر قرآن و دیگری از منظر حدیث بررسی کرده اند. برخی نیز همانند علامه طباطبائی قدس سره الشریف از هر دو منظر به تفسیرآیات الهی پرداخته اند.

برای خواندن ادامه بر روی ادامه مطلب کلیک کنید از دست ندید این رو


مفسرین معاصر سعی کرده اند علاوه بر جهات فوق عقل و علم را در تفسیر قرآن بکارگیرند. در میان تفاسیر موجود قرآن کریم جای تفسیر ریاضی قرآن خالیست.
سالهاست که این مهم ذهن مرا بخود مشغول کرده بود. یاد داشت های متفرقه ای در این رابطه فراهم شده بود که حجم آن به من این جرأت را میداد که برای پر کردن جای خالی این تفسیر قدم نخست را بردارم.

اینک الحمد لله اوقاتم به تحقیق در این مورد معمور است، و انشالله بزودی جلد اول آن در اختیار محققان قرار خواهد گرفت. 

این مقاله تنها به بررسی دو سوره از قرآن کریم از منظر ریاضی پرداخته است. دو سوره اسراء و کهف.

دوروز پس از پیروزی حزب الله لبنان بر اسرائیل پس از حمله گسترده اسرائیل به کشور لبنان و جنگ 33 روزه ، در قالب هیأتی از مسلمانان آفریقای جنوبی برای کمک رسانی وارد بیروت شدم.
اعضای بخش روابط بین الملل حزب الله مارا برای بازدید از خرابیها به دورترین نقاط جنوب لبنان بردند.

هنگام نماز ظهر در مسجدی که در آخرین روستاهای جنوب لبنان ودر چند قدمی سرزمین اشغال شده فلسطین بنا شده بود، چشمم به کتابی روشن شد که رهاورد این سفر معنوی بود.
عنوان کتاب این بود ( زوال اسرائیل در سال 2022) 

کتاب توسط دانشمندی بنام الزبیدی تألیف شده بود. اما الزبیدی در این کتاب از دانشمند دیگری نام برده بود بنام بسام نهاد جرار که از مبارزان فلسطینی است و سالها در زندانهای رژیم صهیونستی بسر برده است.

پس از جستجوهای فراوان به اصل تحقیقات ایشان دست یافتم وآنرا بسیار محققانه و قانع کننده یافتم. تحقیقات ایشان دستمایه خوبی بود برای تفسیر ریاضی سوره مبارکه اسراء و کهف که خداوند توفیق داد و فصلهای زیادی بر اصل تحقیقات ایشان افزوده شد.
بعد ها به دفتر دیگری از برادر دانشمند دیگری بنام ماجد المهدی از عراق دست یافتم که به کشف بزرگی در مورد ارتباط سوره کهف با ظهور حضرت مهدی علیه السلام رسیده بود.
این دو دانشمند بدور از همدیگر تحقیقات جداگانه ای در مورد این دو سوره جداگانه کرده بوند اما عجیب آن بود که هر دو ندانسته به یک نتیجه رسیده بودند.
قطعا اگر آقای بسام نهاد جرار که دانشمند یست سنی مذهب، از تحقیقات آقای ماجد المهدی اطلاع می یافت آنرا به عنوان حلقه گمشده کشف بزرگ خودش میدانست و ازآن استقبال میکرد.
از سویی مرا از والد معظم اندوخته هایی است، ارزشمند، که بخش بزرگی ازاین تفسیر را شکل میدهد.
این بود که فرصت را غنیمت شمردم و با استفاده از دستمایه تحقیقات آقایان جرار و ماجد المهدی و راهنمایی های ابوی تفسیر این دو سوره مبارکه را فراهم آوردم. امیدوارم مقبول مولای کائنات حصزت صاحب العصر والزمان قرار گیرد.
این مقاله بخشی از تفسیر ریاضی قرآن است که تنها به بررسی سوره مبارکه اسراء و کهف پرداخته است.
قرآن معجزه ابدی وخالده خداوند است. مهمترین جنبه اعجازی قرآن پیشگوئی های آن است. اخبار قرآن کریم از غیبیات ، شگفت آور ترین بعد کتاب کریم الهی است.
آورنده قرآن فرمود. فیه خبرکم وخبرماقبلکم و خبر مابعدکم 
برخی از خبرهای غیبی قرآن مربوط به قبل از اسلام است که قرآن به جرئیات آن پرداخته است. برخی نیز مربوط به بعد از ظهور اسلام است که حوادثی را پیش بینی کرده است. برخی از آن حوادث در زمان تعیین شده اتفاق افتاده و برخی نیز انشاالله در آینده نزدیک در زمان تعیین شده اتفاق خواهد افتاد. 
قرآن به یک پازل تصویری میماند. هر تکه ازین پازل تنها در همان جایگاه مخصوص قابل استفاده است. تکه های این پازل تصویری نه قابل جایگزینی هستند و نه قابل جابجایی. اگر یک تکه ازین تصویر را بردارند جای خالی آن آشکار خواهد ماند و هیچ تکه دیگری در آن جای خالی قالب نخواهد شد.
قرآن در مورد مسائل بسیار پیش افتاده و جزئی صامت نیست. از القای سلام و خواب و خوراک که جزئی ترین مسائل اند تا جنگ وجهاد وحکومت که مسائل مهم اجتماعی میباشند در قرآن مذکور آمده است.
چگونه میشود که قرآن در مسائل بسیار کوچک ناطق باشد و نسبت به مسائل بسیار حیاتی و سرنوشت ساز و بزرگ صامت و ساکت.
مسائلی چون امامت و رهبری جهان اسلام بعد از رحلت پیامبر، برقراری حکومت جهانی واحد و بالاخره ظهور و سقوط دولت غاصب صهیونیستی در سرزمین مقدس فلسطین که مهد پیامبران الهی بوده است، چگونه میتواند از چشم قرآن پوشیده بماند.
این بخش از کتاب به این سه موضوع بسیار استراتیژیک و سر نوشت سار از نظر قرآن میپردازد.
در قرآن کریم بصورت بسیار اسرار آمیزی سه سوره بصورت متوالی در کنارهم قرار گرفته اند. اسرا، کهف و مریم.
با مطالعه سطحی این سه سوره مبارکه در می یابیم که این آیات شریف حاوی اسرار عجیبی است.
حکایت فساد دو گانه بنی اسرائیل و اضمحلال دوگانه آن، در سوره اسراء، بشارت از لبث (استقرار) ابدی مومنین در زمین، قصه اصحاب کهف و اقامت 309 ساله آنان در غار کهف، ماجراهای میان حضرت موسی و جناب خضر ، داستان ذی القرنین و حکومت او بر سراسر گیتی در سوره کهف، وبالاخره مسائل مربوط به حضرت مریم و عیسی علیه السلام در سوره مبارکه مریم گفته آمده است.
ازچیدمان این حوادث در کنار هم هر خواننده خردمندی به این نتیجه میرسد که خداوند در قالب این داستانهای گوناگون در پی پرده برداری از راز بزرگ دیگریست.
در هر کدام از ین داستانهای گوناگون نقطه مشترکی وجود دارد که بصورت تمثیلی و کنایتا بیان شده که الکنایة ابلغ من التصریح.
در آغاز از اضمحلال حکومت بنی اسرائیل بد ست بندگان خویش بیاری بأس شدید (نیروی نظامی قوی و مستحکم) میگوید. آنگاه در مورد افساد دیگر آنان و نتیجتا زوال دوباره حکومت شان وعده میدهد. پس ازآن بلافاصله به مومنانی اشاره میکند که با یاری همان بأس شدید بر زمین استقرار ابدی خواهند یافت. چند آیه بعد در قالب قصه اصحاب کهف به امکان عمر طولانی انسان با خواست خداوند و مخفی ماندن انسان از چشم دیگران به مدت خارق العاده و طولانی میپردازد.
بلا فاصله به بهانه داستان حضرت خضر و موسی بازهم به امکان عمر بسیار طولانی انسان با قدرت لایزال الهی اشاره میکند. آنگاه به امکان برتر بودن بنده ای از بندگان خدا از پیامبربزرگی همچون حضرت موسی پرداخته و به علم لدنی او تأکید میورزد.
در آیات بعدی به حکومت واحد جهانی ذی القرنین و اجرای عدالت در آن با یاری خداوند میپردازد. تمام این خصوصیات در حقیقت خصوصیات حضرت مهدی علیه السلام است که بصورت تمثیلی در داستانهای مختلف بیان شده است.
مراجعه به تفاسیر مختلف و شأن نزول این آیات نیز برداشت های فوق را تأئید میکند. اما کسانی که در فهم معانی قرآن به دلایل بیشتری نیاز دارند به این برداشت ها وتفاسیر اعتنای زیادی نمیکنند. و دنبال برهان روشن تری براِی ادعای فوق میگردند.
اما خداوند بزرگ با قدرت نمائی تمام نه تنها مسئله زوال اسرائیل و ظهور حضرت مهدی علیه السلام را در قالب تمثیل بیان کرده و برای اصحاب درایت با زبان اشارت سخن رانده است، که با زبان مدقن ریاضی و با استفاده از ارزشهای عددی و معادلات ریاضی براین اشارات و برداشت ها چنان صحه گذاشته است که اگر در متن قرآن برآن تصریح میکرد ازین صریح تر و بلیغ تر نمیتوانست باشد.
یاد آوری این نکته مهم در آغاز این بحث ضروریست که طرح این موضوع تنها به عنوان برداشت های محققانه کاوشگران این کتاب الهی مطرح میشود و نه به عنوان یک موضوع مسلم و خدشه ناپذیر. 
محققان این بعد حیرت انگیز قرآن تنها ادعا میکنند که به تکه ای از ین چیدمان تصویری دست یافته اند که در جای خالی مربوط به زوال اسرائیل و ظهور حضرت مهدی علیه السلام و استقرار حکومت عدل جهانی آنحضرت خوش مینشیند و تصویر را کامل میکند. اگر بهر دلیلی این پیش بینی ها به منصه ظهور نرسد تنها میتواند بدو دلیل باشد. یا محققان در برداشت خویش اشتباه کرده اند و یا در طرح الهی خداوند تغیراتی حاصل شده است که (یمحوا و یثبت). در هر دو صورت اشکالی در متن قرآن و الهی بودن آن وارد نخواهد آمد و خللی در ارکان فرقان الهی نخواهد افتاد. والله اعلم
با این یاد آوری مهم بیاری پرودگار علیم مبحث مهم زوال اسرائیل بدست حضرت مهدی علیه السلام در سال 1401 هجری شمسی مطابق با 1443 هجری قمری و 2022 میلادی و 5782 عبری را آغاز میکنیم و از پروردگار بزرگ برای تکمیل آن استعانت میجوئیم.

زوال اسرائیل در سال 2022
قبل آنکه به حادثه زوال اسرائیل بپردازیم لازم است با زبان ریاضی قرآن آشنا شویم . آشنائی با زبان ریاضی قرآن بما کمک میکند که به شاه کلید ی دست پیدا کنیم که توسط آن قفل های بسته اسرار قرآن باز خواهد شد.
پیدا کردن این شاه کلید در گرو مداقه در حوادث گذشته است. از انجا که حوادث گذشته اتفاق افتاده اند و دیگر اسرار آمیز نیستند. قرآن نیز سال وقوع و طول مدت آن حوادث را بیان کرده است. 
به عبارت واضحتر قرآن کریم حاوی معادلات چند مجهوله فراوانیست که برخی از آنان بعلت آنکه اتفاق افتاده اند دیگر مجهول نیستند و برخی نیز از آنجا که هنوز اتفاق نیافتاده اند هنوز مجهول مانده اند. از آنجا که در تمام این معادلات فرمول واحد مشابهی بکار رفته است تنها کافیست راه حل معادلات چند مجهوله حل شده را پیدا کنیم و آنگاه همان فرمول را برای حل معادلات حل نشده دیگر بکار ببریم.

 


کشف کلید اسرار قرآن
کلید اول
تا کنون در تمام تفاسیر هر جا سخن از پیشگوئی های قرآن بمیان آمده است بلا فاصله به سوره روم اشاره رفته است.
براستی سوره روم سوره عجیبی است.
ناگهان در میان بهت مومنان پیامبر عظیم الشأن اسلام از ماجرائی خبر داد که همزمان با گفتار آنحضرت در آنسوی زمین درحال وقوع بود.
 (30:1) الم
 (30:2) غلبت الروم
 (30:3) فی أدنى الأرض
 (30:4) وهم من بعد غلبهم سیغلبون فی بضع سنین 
 لله الأمر من قبل ومن بعد ویومئذ یفرح المؤمنون 
رومیان درسرزمین های دور دست مغلوب پارسیان شدند اما آنان در کمتر از7 سال دوباره بر پارسیان پیروز خواهند شد . همه امور پیش ازآن و بعد ازآن ، از آن خداوند است . مومنان با شنیدن این پیروزی شادمان خواهند شد.
در آیات چهارگانه فوق دو خبر غیبی وجود دارد. یکی شکست رومیان همزمان با گفتار پیامبر اتفاق افتاده بود و دیگری پیروزی آنان در کمتر از 7 سال که قرار بود اتفاق بیفتد.
صدای این خبر غیبی بلا فاصله در تمام نقاط سرزمین اسلامی پیچید و به ماجرایی حساسی تبدیل شد برای آزمایش راستی و نادرستی رسالت آنحضرت.
چند ماه بعد که بازگانان از دیار روم بازگشتند خبر دادند که رومیان درست در همان روزی که پیامبر خبر داده بود شکست خورده بودند.
تأیید این خبر موجی از شادی و شعف در میان مومنان بوجود آورد. مومنان با ابراز شادمانی از خبر شکست رومیان منتظر تحقق خبر غیبی دیگر آنحضرت ماندند که آنهم در موعد مقرر اتفاق افتاد.
این دقیقاهمان معادله چند مجهوله حل شده ایست که ما بدنبال کشف فرمول آن هستیم.
با موشکافی این دو خبر غیبی به نکته عجیبی دست می یابیم.
 (30:1) الم
 (30:2) غلبت الروم
خبر غیبی اول بسیار کوتاه است که با کلمه غلبت شروع میشود. میبینیم که در این خبر کوتاه غیبی هیچ اشاره ای به سال وقوع آن نشده است. قبل از کلمه غلبت نیز هیچ کلمه دیگری بکار نرفته است. دلیل آنرا در بررسی خبر غیبی بعدی در می یابیم.
 (30:4) وهم من بعد غلبهم سیغلبون فی بضع سنین . لله الأمر من قبل ومن بعد ویومئذ یفرح المؤمنون 
در خبر غیبی دوم به دو نکته جدید پی میبریم. نخست آنکه با بکار بردن کلمه بضع به زمان وقوع آن اشاره شده است و دیگر آنکه قبل از کلمه بضع چند کلمه بکار رفته است.
نکته عجیب این پیش بینی در این است که قرآن اولا زمان دقیق آنرا مشخص میکند. کلمه بضع در عربی بمعنای کمتر از 7 سال بکار میرود. ثانیا علیرغم آنکه خداوند زمان آنرا مشخص کرده است، میبینیم که کلمات بکار رفته قبل از عدد بضع نیز به تعداد همان کلمه بضع است. یعنی 6 کلمه. 
وهم من بعد غلبهم سیغلبون فی بضع سنین
1 2 3 4 5 6  

بنابراین ما به فرمول حل این معادله دست یافته ایم. بنحوی که اگراین فرمول را در زمان نزول آیه میدانستیم، حتی اگر خداوند کلمه بضع را بکار نمیگرفت وزمان آنرا مشخص نمیکرد میتوانستیم با استفاده ازین فرمول سال وقوع آنرا مشخص کنیم. 
کلید دوم
حال که به اصل فرمول دست یافته ایم بایدبه آزمایش آن بپردازیم و ببینیم که آیا خداوند از این فرمول در جای دیگری هم استفاده کرده است یا نه.
با این نیت سراغ آیه دیگری از قرآن میرویم که باز هم یک خبر غیبی مربوط به گذشته بسیاردوریست.
(11:7)وهو الذی خلق السموت والأرض فی ستة أیام وکان عرشه على الماء لیبلوکم أیکم أحسن عملا ولئن قلت إنکم مبعوثون من بعد الموت لیقولن الذین کفروا إن هذا إلا سحر مبین 
در آیه شریفه فوق خداوند باز هم خبرغیبی خلقت آسمان و زمین را مطرح میکند و طول زمانی آنرا با بکار گیری عدد شش مشخص میکند.
حال باید دید آیا خداوند ازفرمول بدست آمده دراینجا نیز استفاده میکند یانه. با شگفتی تمام میبینیم که دقیقا مانند مورد قبلی خداوند هم طول زمان خلقت آسمان و زمین را با بکار گیری عدد شش مشخص میکند و هم قبل از عدد شش درست 6 کلمه بکار میبرد. بصورتی که اگر این فرمول را میدانستیم میتوانستیم طول زمانی خلقت را بدانیم.
وهو الذی خلق السموت والارض فی ستة ایام
1 2 3 4 5 6  
کلید سوم
حال باید دید آیا موارد دیگری هم هست که خداوند ازین زبان برای تأیید و تأکید خبر های غیبی خود استفاده کرده باشد یانه.
خبر غیبی دیگر قرآن در مورد اصحاب کهف و مدت اقامت آنان در کهف است. 
قرآن در سوره کهف از آیه 9 تا 25 به قصه اصحاب کهف بتفصیل پرداخته است. 
با دقت در این آیات شریفه میبینیم که خداوند به همان روال دو آیه قبلی از همان فرمول استفاده کرده است.
یعنی تعداد سالهای اقامت اصحاب کهف را هم با زبان حروف و هم با زبان ریاضی مشخص کرده است. بدین صورت که با بکار گیری عدد 309 در پایان داستان اصحاب کهف زمان اقامت و استقر ار آنان را مشخص فرموده و آنگاه به تعداد همان سالها قبل از عدد ذکر شده کلمه بکار برده است. یعنی اگر تعداد کلمات بکار رفته از آغاز داستان اصحاب کهف و از کلمه ام در آیه نه تا کلمه ثلاث که نخستین کلمه مربوط به عدد مشخص شده است را بشماریم دقیقا 309 کلمه خواهد بود. 
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
ام حسبت ان اصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا
11 12 13 14 15 16 17 18 19 20
اذ آوی الفتیة الی الکهف فقالو ربنا آتنا من لدنک
21 22 23 24 25 26 27 28 29 30
رحمة وهیء لنا من امرنا رشدا فضربنا علی آذانهم فی
31 32 33 34 35 36 37 38 39 40
الکهف سنین عددا ثم بعثناهم لنعلم ای الحزبین احصی لما
41 42 43 44 45 46 47 48 49 50
لبثوا امدا نحن نقص علیک نبأهم بالحق انهم فتیة آمنوا
51 52 53 54 55 56 57 58 59 60
بربهم وزدناهم هدی وربطنا علی قلوبهم اذ قاموا فقالوا ربنا
61 62 63 64 65 66 67 68 69 70
رب السموات والارض لن ندعوا من دونه الها لقد قلنا
71 72 73 74 75 76 77 78 79 80
اذا شططنا ه<لاء قومنا اتخذوا من دونه آلهة لولا یآتون
81 82 83 84 85 86 87 88 89 90
علیهم بسلطان بین فمن اظلم ممن افتری علی الله کذبا
91 92 93 94 95 96 97 98 99 100
واذ اعتزلتموهم وما یعبدون الا الله فآووا الی الکهف ینشر
101 102 103 104 105 106 107 108 109 110
لکم ربکم من رحمتة ویهیء لکم من امرکم مرفقا وتری
111 112 113 114 115 116 117 118 119 120
الشمس اذا طلعت تزاور عن کهفهم ذات الیمین واذا غربت
121 122 123 124 125 126 127 128 129 130
تقرضهم ذات الشمال وهم فی فجوة منه ذلک من آیات
131 132 133 134 135 136 137 138 139 140
الله من یهد الله فهو المهتد ومن یضلل فلن تجد
141 142 143 144 145 146 147 148 149 150
له ولیا مرشدا وتحسبهم ایقاظا وهم رقود ونقلبهم ذات الیمین
151 152 153 154 155 156 157 158 159 160
وذات الشمال وکلبهم باسط ذراعیه بالوصید لو اطلعت علیهم لولیت
161 162 163 164 165 166 167 168 169 170
منهم فرارا ولملئت منهم رعبا وکذلک بعثناهم لیتسائلوا بینهم قال
171 172 173 174 175 176 177 178 179 180
قائل منهم کم لبثتم قالوا لبثنا یوما او بعض یوم
181 182 183 184 185 186 187 188 189 190
قال ربکم اعلم بما لبثتم فابعثوا احدکم بورقکم هذه الی
191 192 193 194 195 195 197 198 199 200
المدینه فلینظر ایها ازکی طعاما فلیأتکم برزق منه والیتلطف ولا
201 202 203 204 205 206 207 208 209 210
یشعرن بکم احدا انهم ان یظهروا علیکم یرحموکم او یعیدوکم
211 212 213 214 215 216 217 218 219 220
فی ملتتهم ولن تفلحوا اذا ابدا وکذلک اعثرنا علیهم لیعلموا
221 222 223 224 225 226 227 228 229 230
ان وعد الله حق وان الساعة لا ریب فیها اذ
231 232 233 234 235 236 237 238 239 240
تنازعون بینهم امرهم فقالوا ابنوا علیهم بنیانا ربهم اعلم بهم
241 242 243 244 245 246 247 248 249 250
قال الذین غلبوا علی امرهم لنتخذن علیهم مسجدا سیقولون ثلاثة
251 252 253 254 255 256 257 258 259 260
رابعهم کلبهم ویقولون خمسة سادسهم کلبهم رجما بالغیب ویقولون سبعة
261 262 263 264 265 266 267 268 269 270
وثامنهم کلبهم قل ربی اعلم بعدتهم ما یعلمهم الا قلیل
271 272 273 274 275 276 277 278 279 280
فلا تمار فیهم الا مراء ظاهرا ولا تستفت فیهم منهم
281 282 283 284 285 286 287 288 289 290
احدا ولا تقولن لشیء انی فاعل ذلک غدا الا ان
291 292 293 294 295 296 297 298 299 300
یشاء الله واذکر ربک اذا نسیت وقل عسی ان یهدین
301 302 303 304 305 306 307 308 309 
ربی لاقرب من هذا رشدا ولبثوا فی کهفهم ثلاث مائة
سنین وازدادو تسعا  

اینجاست که انسان انگشت بر دهن میماند و از زبان ریاضی قرآن در بهت فرو میرود.
اینجا نیز اگر ما با فرمول کشف شده آشنا بودیم ، حتی اگر خدا وند عدد 309 را بکار نمیبرد بازهم با شمارش تعداد کلمات بکار رفته میتوانستیم سال اقامت آنان را بدست بیاوریم.
با دقت در آخرین آیه از قصه اصحاب کهف در آیه 25 به دو نکته بسیار شگفت آور دیگر پی میبریم.
نخست آنکه خداوند بصورت سوال برانگیزی عدد 309 را به شکل خاصی بکار میبرد.
(18:25)ولبثوا فی کهفهم ثلث مائة سنین وازدادوا تسعا
آنان در غار خویش 300 سال توقف کردند و برآن 9 سال دیگر افزودند.
با دقت در کاربرد این اعداد در می یابیم که نه سال چیزی نیست جز تفاوت بین سال شمسی و قمری در 300 سال. و ازآنجا که خداوند آگاه بر هر دو تقویم است خواسته است به انسان بفهماند که اگر با سال قمری محاسبه میکنند آنان 309 سال و اگر براساس سال شمسی محاسبه میکنند آنان 300 سال در غار اقامت کرده اند.
ثانیا خداوند ازکلمه وازدادوا قبل از عدد 9 استفاده کرده است. کلمه وازدادوا به حساب جمل مساویست با 30 که اگر عدد 9 را در کنار آن قرار دهیم به همان نتیجه قبلی میرسیم یعنی عدد 309.
و ا ز د ا د و ا 
6 1 7 4 1 4 6 1 30
309=9<30
میبینید که چقدر خداوند بزرگ در چیدمان حروف و اعداد دقت و توجه خاصی برای را برای افهام عقول انسانی بکار گرفته است.
مطالعه ومداقه درآیات مربوط به قصه اصحاب کهف ما را به این نتیجه میرساند که خداوند پرده از کلیدی بر میدارد که ما به آن برای کشف زمان وقوع خبر های غیبی دیگر نیازمندیم.
کلیدچهارم
کار برد کلید فوق در داستان عزیر
داستان عزیر از جهات متعدد شبیه به داستان اصحاب کهف است.
خداوند در داستان عزیر نیز از این کلید استفاده میکند.
خداوند در آیه 259 سوره بقره به ماجرای عزیر میپردازد و میفرماید :
تو در این جا 100 سال بسر بردی. وما تو را نشانه ای برای مردم قرار دادیم. آنگاه که مسئله برای او روشن شد، عزیر گفت میدانم که خداوند بر هر کاری تواناست.
(2:259)أو کالذی مر على قریة وهی خاویة على عروشها قال أنى یحی هذه الله بعد موتها فأماته الله مائة عام ثم بعثه قال کم لبثت قال لبثت یوما أو بعض یوم قال بل لبثت مائة عام فانظر إلى طعامک وشرابک لم یتسنه وانظر إلى حمارک ولنجعلک ءایة للناس وانظر إلى العظام کیف ننشزها ثم نکسوها لحما فلما تبین له قال أعلم أن الله على کل شیء قدیر
همانگونه که میبینیم خداوند عدد 100 را بکار برده است.
حال اگر ما 100 آیه در سوره بقره به عقب بر گردیم متوجه میشویم که در آن نیز خداوند از بینات و هدایت الهی و روشن شدن مسئله برای مردم سخن میگوید.:
(2:159)إن الذین یکتمون ما أنزلنا من البینت والهدى من بعد ما بینه للناس فی الکتب أولئک یلعنهم الله ویلعنهم اللعنون.
سوالی که ذهن انسان را مشغول میکند اینست که چرا خداوند که خود زمان و یا طول زمانی حادثه ای را خبر میدهد لازم دیده است آنرا با بکار بردن همان تعداد حرف یا کلمه یا آیه تأکید کند؟
این ارداه خداوندی ممکن است بدو علت باشد.
نخست آنکه خداوند بدین وسیله قرآن خویش را از گزند تحریف مصون گرداند و دیگر آنکه به راسخون در علم و متعمقون در قرآن و غواصان اقیانوس بی کران قرآن شاه کلیدی عرضه کند که بتوانند از زمان وقوع حوادث و خبر های غیبی آینده مطلع شوند و بدین ترتیب جنبه اعجازی کلام الله مجید در عصر پیشرفت علم و سیطره کامپیوتر، برخ جهانیان کشیده شود.
بهر ترتیب شکی باقی نمیماند که خداوند در قرآن همزمان با دو زبان تکلم میکند. حروف و اعداد.
سوال مهم دیگری که دراینجا مطرح میشود اینست که چرا خداوند زبان ریاضی را برای تبیین امر خویش و تعیین زمان وقوع حوادث سرنوشت ساز ومهم انتخاب کرده است.
چند دلیل برای این مهم میتوان برشمرد
دلیل نخست آن است که زبان ریاضی زبان جهانی است. انسانها اهل هرکجای زمین باشند و پیرو هر آئینی باشند و به هر زبانی تکلم کنند و از هر نژادی باشند در معادلات ریاضی و نتایج چهار عمل اصلی متفق القولند.
دلیل دوم اینکه زبان ریاضی بر خلاف زبان کلمات قابل تفسیر و تأویل و ترجمه نیستند. اما و اگر بر نمیدانند و شرط نمیپذیرند. نه نسبی هستند ونه مبهم. نمیتوان گفت 4 بودن حاصلضرب 2 در 2 را مشروط به قضیه دیگری کرد و برای آن کلماتی چون اما و اگر و چنانچه بکار برد. 
دلیل سوم آنکه زبان ریاضی از دقت بیشتری برخوردار است. و اندازه گیری زمانی یا مکانی دقیقی را میسر میکند.

کلید پنجم
استفاده از این کلید در تعیین شب قدر
علمای سلف نیز از شیعه و سنی از این کلید و روش برای اثبات مدعای خود استفاده کرده اند.
بعنوان نمونه اگر اهل سنت لیلة القدر را شب 27 ماه رمضان میدانند به علت آنست که مفسر بزرگی چون حافظ ابن کثیر در تفسیر خود با استفاده از همین روش ثابت کرده است که لیلةالقدر شب بیست و هفتم ماه رمضان است.
بنا برمحاسبات ابن کثیر کلمه هی در آخرین آیه سوره قدر اشاره دارد به این شب. و این کلمه بیست و هفتمین کلمه این سوره است. پس شب قدر شب بیست و هفتم رمضان است.
این نظریه را همه اهل سنت پذیرفته اند و هیچ عالمی برآن اعتراض نکرده است.

انا انزلناه فی لیلة القدر وما ادریک
1 2 3 4 5 6 7
ما لیلة القدر لیلة القدر خیر من
8 9 10 11 12 13 14
الف شهر تنزل الملئکة والروح فیها باذن
15 16 17 18 19 20 21
ربهم من کل امر سلام هی حتی
22 23 24 25 26 27 28


کلید ششم
استفاده از این کلید در نامگذاری سوره حمد
نام دیگر سوره حمد در قرآن سبع المثانی است
این نامگذاری سوره فاتحه براساس شمارش اعداد مربوط به این سوره است.
ازآنجا که در این سوره 7 آیه بکار رفته است آنرا سوره سبع و ازآنجا که در هر نماز دو بار این سوره تکرار میشود آنرا مثانی نامیده است. بنا براین خداوند خود به شمارش اعداد مربوط به یک سوره توجه ویژه مبذول داشته تا آنجا که حتی اولین سوره و مهمترین سوره قرآن را با استفاده از این روش نامگذاری کرده است.
کلید هفتم:
بکار گیری کلید بدست آمده در سوره دیگری از قرآن، انسان را در مورد فرمول کشف شده به یقین میرساند.
خداوند عمر حضرت نوح را 950 سال تعیین میکند و همزمان در سوره نوح 950 حرف بکار میبرد.


توجه ویژه خداوند به استفاده از تعداد خاصی از کلمات در قران
جای پای این فرمول مهم را به شکل دیگری در جای جای قرآن میتوان پیدا کرد.
وقتی خداوند به تعداد روزهای 365 گانه سال کلمه یوم و به تعداد شبهای آن کلمه لیل و به تعداد ماههای دوازده گانه سال کلمه شهر و به تعداد ساعات یک شبانه روز کلمه ساعت را بکار میبرد. با این استفاده حساب شده از کلمات، دیگر شکی باقی نمیماند که خداوند از بکار گیری عمدی کلمات به تعداد معین در پی تبیین و ترسیم یک نکته کلیدی است.
سوالی که دراینجا پیش می آید اینست که چرا خداوند مثلا به تعداد ساعات یک شبانه روز کلمه ساعت را بکار برده اپست در حالیکه این مسئله نیاز به تأکید ندارد. در تمام نقاط جهان ساعات یک شبانه روز را 24 میدانند ودر این امر نزاعی نیست. در ابتدای امر ممکن است تأکید بر این امور بدیهی بیهوده بنظر برسد. 
پاسخ این است که اگرخداوند به تعداد برخی از امور معلوم و آشکار مانند شب و روز و ماه و ساعت در قرآن کلمه بکار برده است میخواهد به ما بفهماند که این فرمول در مورد اموری که ما بر آن توافق نداریم یا بر ما معلوم نیست نیز بکار میرود.
بدین معنا که اگر در قرآن بر 24 ساعت بودن شبانه روز تأکید میشود برای آنست که بفهماند در موارد دیگر هم اگر تعداد معینی کلمه بکار میبرد برای تأکید بر مسئله ایست که که به اندازه همان مقدار ساعات شبانه روز قطعی است اما شما از آن آگاهی ندارید. یعنی اگر در قرآن تنها 12 بار کلمه امامت بکار رفته باشد حاکی از آن است که خداوند بعد از رحلت پیامبر تعداد 12 امام را به رسمیت میشناسد و لاغیر. یااگر در قرآن 12 بار از کلمه شیعه و مشتقات آن استفاده میشود دلیل بر اینست که تنها شیعیان دوازده امامی بر حق اند.

پیش بینی زوال اسرائیل در سال 2022 با استفاده از این کلید.
اینک که به فرمول کشف زمان وقوع حوا دث در قرآن دست یافته ایم ببینیم آیا میتوانیم با استفاده از آن صندوقچه اسرار غیبی الهی را در مورد خبر های غیبی دیگر باز کرد یاخیر.
شاید مهمترین پیش بینی قرآن خبر فساد و طغیان دوباره بنی اسرائیل و اضمحلال مجدد آن بدست با کفایت حضرت مهدی باشد که به تشکیل حکومت آنحضرت در سراسر گیتی منجر خواهد شد.
چیدمان کلمات در این آیات بسیار حساب شده و معنا دار است.
با این توضیح سخن را در تبیین این نظریه پی میگیریم.
محاسبه نخست.
اسراء هفدهمین سوره قرآن و نام دیگر آن بنی اسرائیل است که در سال 621 میلادی نازل شده است.
در این سوره که بخش عمده آن مربوط به سرنوشت بنی اسرائیل است خداوند علیم پرده از راز بزرگی بر میدارد.
آیات مربوط به بنی اسرائیل و سر نوشت آن از آیه دوم سوره اسراء آغاز و در آیه 104 خاتمه می یابد.
(17:2)وءاتینا موسى الکتب وجعلنه هدى لبنی إسرءیل ألا تتخذوا من دونی وکیلا
(17:3)ذریة من حملنا مع نوح إنه کان عبدا شکورا
(17:4)وقضینا إلى بنی إسرءیل فی الکتب لتفسدن فی الأرض مرتین ولتعلن علوا کبیرا
(17:5)فإذا جاء وعد أولیهما بعثنا علیکم عبادا لنا أولی بأس شدید فجاسوا خلل الدیار وکان وعدا مفعولا
(17:6)ثم رددنا لکم الکرة علیهم وأمددنکم بأمول وبنین وجعلنکم أکثر نفیرا
(17:7)إن أحسنتم أحسنتم لأنفسکم وإن أسأتم فلها فإذا جاء وعد الاءخرة لیسءوا وجوهکم ولیدخلوا المسجد کما دخلوه أول مرة ولیتبروا ما علوا تتبیرا
(17:8)عسى ربکم أن یرحمکم وإن عدتم عدنا وجعلنا جهنم للکفرین حصیرا
(17:9)إن هذا القرءان یهدی للتی هی أقوم ویبشر المؤمنین الذین یعملون الصلحت أن لهم أجرا کبیرا
(17:10)وأن الذین لا یؤمنون بالاءخرة أعتدنا لهم عذابا ألیما
(17:11)ویدع الإنسن بالشر دعاءه بالخیر وکان الإنسن عجولا
(17:12)وجعلنا الیل والنهار ءایتین فمحونا ءایة الیل وجعلنا ءایة النهار مبصرة لتبتغوا فضلا من ربکم ولتعلموا عدد السنین والحساب وکل شیء فصلنه تفصیلا
(17:13)وکل إنسن ألزمنه طئره فی عنقه ونخرج له یوم القیمة کتبا یلقیه منشورا
(17:14)اقرأ کتبک کفى بنفسک الیوم علیک حسیبا
(17:15)من اهتدى فإنما یهتدی لنفسه ومن ضل فإنما یضل علیها ولا تزر وازرة وزر أخرى وما کنا معذبین حتى نبعث رسولا
(17:16)وإذا أردنا أن نهلک قریة أمرنا مترفیها ففسقوا فیها فحق علیها القول فدمرنها تدمیرا
(17:17)وکم أهلکنا من القرون من بعد نوح وکفى بربک بذنوب عباده خبیرا بصیرا
(17:18)من کان یرید العاجلة عجلنا له فیها ما نشاء لمن نرید ثم جعلنا له جهنم یصلیها مذموما مدحورا
(17:19)ومن أراد الاءخرة وسعى لها سعیها وهو مؤمن فأولئک کان سعیهم مشکورا
(17:20)کلا نمد هؤلاء وهؤلاء من عطاء ربک وما کان عطاء ربک محظورا
(17:21)انظر کیف فضلنا بعضهم على بعض وللاءخرة أکبر درجت وأکبر تفضیلا
(17:22)لا تجعل مع الله إلها ءاخر فتقعد مذموما مخذولا
(17:23)وقضى ربک ألا تعبدوا إلا إیاه وبالولدین إحسنا إما یبلغن عندک الکبر أحدهما أو کلاهما فلا تقل لهما أف ولا تنهرهما وقل لهما قولا کریما
(17:24)واخفض لهما جناح الذل من الرحمة وقل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا
(17:25)ربکم أعلم بما فی نفوسکم إن تکونوا صلحین فإنه کان للأوبین غفورا
(17:26)وءات ذا القربى حقه والمسکین وابن السبیل ولا تبذر تبذیرا
(17:27)ان المبذرین کانوا إخون الشیطین وکان الشیطن لربه کفورا
(17:28)وإما تعرضن عنهم ابتغاء رحمة من ربک ترجوها فقل لهم قولا میسورا
(17:29)ولا تجعل یدک مغلولة إلى عنقک ولا تبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا
(17:30)ان ربک یبسط الرزق لمن یشاء ویقدر إنه کان بعباده خبیرا بصیرا
(17:31)ولا تقتلوا أولدکم خشیة إملق نحن نرزقهم وإیاکم إن قتلهم کان خطءا کبیرا
(17:32)ولا تقربوا الزنى إنه کان فحشة وساء سبیلا
(17:33)ولا تقتلوا النفس التی حرم الله إلا بالحق ومن قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطنا فلا یسرف فی القتل إنه کان منصورا
(17:34)ولا تقربوا مال الیتیم إلا بالتی هی أحسن حتى یبلغ أشده وأوفوا بالعهد إن العهد کان مسءولا
(17:35)وأوفوا الکیل إذا کلتم وزنوا بالقسطاس المستقیم ذلک خیر وأحسن تأویلا
(17:36)ولا تقف ما لیس لک به علم إن السمع والبصر والفؤاد کل أولئک کان عنه مسءولا
(17:37)ولا تمش فی الأرض مرحا إنک لن تخرق الأرض ولن تبلغ الجبال طولا
(17:38)کل ذلک کان سیئه عند ربک مکروها
(17:39)ذلک مما أوحى إلیک ربک من الحکمة ولا تجعل مع الله إلها ءاخر فتلقى فی جهنم ملوما مدحورا
(17:40)افأصفیکم ربکم بالبنین واتخذ من الملئکة إنثا إنکم لتقولون قولا عظیما
(17:41)ولقد صرفنا فی هذا القرءان لیذکروا وما یزیدهم إلا نفورا
(17:42)قل لو کان معه ءالهة کما یقولون إذا لابتغوا إلى ذی العرش سبیلا
(17:43)سبحنه وتعلى عما یقولون علوا کبیرا
(17:44)تسبح له السموت السبع والأرض ومن فیهن وإن من شیء إلا یسبح بحمده ولکن لا تفقهون تسبیحهم إنه کان حلیما غفورا
(17:45)وإذا قرأت القرءان جعلنا بینک وبین الذین لا یؤمنون بالاءخرة حجابا مستورا
(17:46)وجعلنا على قلوبهم أکنة أن یفقهوه وفی ءاذانهم وقرا وإذا ذکرت ربک فی القرءان وحده ولوا على أدبرهم نفورا
(17:47)نحن أعلم بما یستمعون به إذ یستمعون إلیک وإذ هم نجوى إذ یقول الظلمون إن تتبعون إلا رجلا مسحورا
(17:48)انظر کیف ضربوا لک الأمثال فضلوا فلا یستطیعون سبیلا
(17:49)وقالوا أءذا کنا عظما ورفتا أءنا لمبعوثون خلقا جدیدا
(17:50)قل کونوا حجارة أو حدیدا
(17:51)او خلقا مما یکبر فی صدورکم فسیقولون من یعیدنا قل الذی فطرکم أول مرة فسینغضون إلیک رءوسهم ویقولون متى هو قل عسى أن یکون قریبا
(17:52)یوم یدعوکم فتستجیبون بحمده وتظنون إن لبثتم إلا قلیلا
(17:53)وقل لعبادی یقولوا التی هی أحسن إن الشیطن ینزغ بینهم إن الشیطن کان للإنسن عدوا مبینا
(17:54)ربکم أعلم بکم إن یشأ یرحمکم أو إن یشأ یعذبکم وما أرسلنک علیهم وکیلا
(17:55)وربک أعلم بمن فی السموت والأرض ولقد فضلنا بعض النبین على بعض وءاتینا داود زبورا
(17:56)قل ادعوا الذین زعمتم من دونه فلا یملکون کشف الضر عنکم ولا تحویلا
(17:57)اولئک الذین یدعون یبتغون إلى ربهم الوسیلة أیهم أقرب ویرجون رحمته ویخافون عذابه إن عذاب ربک کان محذورا
(17:58)وإن من قریة إلا نحن مهلکوها قبل یوم القیمة أو معذبوها عذابا شدیدا کان ذلک فی الکتب مسطورا
(17:59)وما منعنا أن نرسل بالاءیت إلا أن کذب بها الأولون وءاتینا ثمود الناقة مبصرة فظلموا بها وما نرسل بالاءیت إلا تخویفا
(17:60)وإذ قلنا لک إن ربک أحاط بالناس وما جعلنا الرءیا التی أرینک إلا فتنة للناس والشجرة الملعونة فی القرءان ونخوفهم فما یزیدهم إلا طغینا کبیرا
(17:61)وإذ قلنا للملئکة اسجدوا لءادم فسجدوا إلا إبلیس قال ءأسجد لمن خلقت طینا
(17:62)قال أرءیتک هذا الذی کرمت علی لئن أخرتن إلى یوم القیمة لأحتنکن ذریته إلا قلیلا
(17:63)قال اذهب فمن تبعک منهم فإن جهنم جزاؤکم جزاء موفورا
(17:64)واستفزز من استطعت منهم بصوتک وأجلب علیهم بخیلک ورجلک وشارکهم فی الأمول والأولد وعدهم وما یعدهم الشیطن إلا غرورا
(17:65)ان عبادی لیس لک علیهم سلطن وکفى بربک وکیلا
(17:66)ربکم الذی یزجی لکم الفلک فی البحر لتبتغوا من فضله إنه کان بکم رحیما
(17:67)وإذا مسکم الضر فی البحر ضل من تدعون إلا إیاه فلما نجیکم إلى البر أعرضتم وکان الإنسن کفورا
(17:68)افأمنتم أن یخسف بکم جانب البر أو یرسل علیکم حاصبا ثم لا تجدوا لکم وکیلا
(17:69)ام أمنتم أن یعیدکم فیه تارة أخرى فیرسل علیکم قاصفا من الریح فیغرقکم بما کفرتم ثم لا تجدوا لکم علینا به تبیعا
(17:70)ولقد کرمنا بنی ءادم وحملنهم فی البر والبحر ورزقنهم من الطیبت وفضلنهم على کثیر ممن خلقنا تفضیلا
(17:71)یوم ندعوا کل أناس بإممهم فمن أوتی کتبه بیمینه فأولئک یقرءون کتبهم ولا یظلمون فتیلا
(17:72)ومن کان فی هذه أعمى فهو فی الاءخرة أعمى وأضل سبیلا
(17:73)وإن کادوا لیفتنونک عن الذی أوحینا إلیک لتفتری علینا غیره وإذا لاتخذوک خلیلا
(17:74)ولولا أن ثبتنک لقد کدت ترکن إلیهم شیءا قلیلا
(17:75)اذا لأذقنک ضعف الحیوة وضعف الممات ثم لا تجد لک علینا نصیرا
(17:76)وإن کادوا لیستفزونک من الأرض لیخرجوک منها وإذا لا یلبثون خلفک إلا قلیلا
(17:77)سنة من قد أرسلنا قبلک من رسلنا ولا تجد لسنتنا تحویلا
(17:78)اقم الصلوة لدلوک الشمس إلى غسق الیل وقرءان الفجر إن قرءان الفجر کان مشهودا
(17:79)ومن الیل فتهجد به نافلة لک عسى أن یبعثک ربک مقاما محمودا
(17:80)وقل رب أدخلنی مدخل صدق وأخرجنی مخرج صدق واجعل لی من لدنک سلطنا نصیرا
(17:81)وقل جاء الحق وزهق البطل إن البطل کان زهوقا
(17:82)وننزل من القرءان ما هو شفاء ورحمة للمؤمنین ولا یزید الظلمین إلا خسارا
(17:83)وإذا أنعمنا على الإنسن أعرض ونءا بجانبه وإذا مسه الشر کان یءوسا
(17:84)قل کل یعمل على شاکلته فربکم أعلم بمن هو أهدى سبیلا
(17:85)ویسءلونک عن الروح قل الروح من أمر ربی وما أوتیتم من العلم إلا قلیلا
(17:86)ولئن شئنا لنذهبن بالذی أوحینا إلیک ثم لا تجد لک به علینا وکیلا
(17:87)الا رحمة من ربک إن فضله کان علیک کبیرا
(17:88)قل لئن اجتمعت الإنس والجن على أن یأتوا بمثل هذا القرءان لا یأتون بمثله ولو کان بعضهم لبعض ظهیرا
(17:89)ولقد صرفنا للناس فی هذا القرءان من کل مثل فأبى أکثر الناس إلا کفورا
(17:90)وقالوا لن نؤمن لک حتى تفجر لنا من الأرض ینبوعا
(17:91)او تکون لک جنة من نخیل وعنب فتفجر الأنهر خللها تفجیرا
(17:92)او تسقط السماء کما زعمت علینا کسفا أو تأتی بالله والملئکة قبیلا
(17:93)او یکون لک بیت من زخرف أو ترقى فی السماء ولن نؤمن لرقیک حتى تنزل علینا کتبا نقرؤه قل سبحان ربی هل کنت إلا بشرا رسولا
(17:94)وما منع الناس أن یؤمنوا إذ جاءهم الهدى إلا أن قالوا أبعث الله بشرا رسولا
(17:95)قل لو کان فی الأرض ملئکة یمشون مطمئنین لنزلنا علیهم من السماء ملکا رسولا
(17:96)قل کفى بالله شهیدا بینی وبینکم إنه کان بعباده خبیرا بصیرا
(17:97)ومن یهد الله فهو المهتد ومن یضلل فلن تجد لهم أولیاء من دونه ونحشرهم یوم القیمة على وجوههم عمیا وبکما وصما مأویهم جهنم کلما خبت زدنهم سعیرا
(17:98)ذلک جزاؤهم بأنهم کفروا بءایتنا وقالوا أءذا کنا عظما ورفتا أءنا لمبعوثون خلقا جدیدا
(17:99)اولم یروا أن الله الذی خلق السموت والأرض قادر على أن یخلق مثلهم وجعل لهم أجلا لا ریب فیه فأبى الظلمون إلا کفورا
(17:100)قل لو أنتم تملکون خزائن رحمة ربی إذا لأمسکتم خشیة الإنفاق وکان الإنسن قتورا
(17:101)ولقد ءاتینا موسى تسع ءایت بینت فسءل بنی إسرءیل إذ جاءهم فقال له فرعون إنی لأظنک یموسى مسحورا
(17:102)قال لقد علمت ما أنزل هؤلاء إلا رب السموت والأرض بصائر وإنی لأظنک یفرعون مثبورا
(17:103)فأراد أن یستفزهم من الأرض فأغرقنه ومن معه جمیعا
(17:104)وقلنا من بعده لبنی إسرءیل اسکنوا الأرض فإذا جاء وعد الاءخرة جئنا بکم لفیفا
اگرچه در ین میان به مسایل دیگری هم اشاره شده اما سیاق کلام و محور بحث بنی اسرائیل است.
در این آیات خداوند به بنی اسرائیل وعده داده است که در صورت فساد مجدد در ارض، زمان وعده دیگر خدا خواهد رسید و بنی اسرائیل از هم خواهد پاشید.
اینک برآنیم که بدانیم آیا میتوان از شاه کلید بدست آمده از مطالعه خبر های غیبی دیگر خدا به جزئیات خبر زوال بنی اسرائیل و زمان وقوع آن پی برد یانه.
بدین منظور از کلمه و آتینا در آیه دو تا کلمه لفیفا در آیه 104 را میشماریم.
از شمارش این کلمات ناگهان متوجه میشویم که تعداد آنها درست 1443 کلمه است.
از آنجا که در سوره کهف هر کلمه نمایانگر یک سال است به این نتیجه میرسیم که ممکن است عدد 1443 به سال سقوط اسرائیل اشاره داشته باشد. 
اگر خداوند بعد از کلمه لفیفا به عدد 1443 اشاره میکرد، مانند آنچه در سوره کهف بکار برد، دیگر شکی باقی نمیماند که قرار است زوال بنی اسرائیل در سال موعود اتفاق بیفتد.
 اما حالا که خداوند به سال مورد نظر اشاره نکرده است سوال اینست که آیا با کشف فرمول فوق که در موارد دیگر کارآیی خودش را نشان داده و با دقت تمام جواب داده است و دقیقا از نظر زمانی درست از آب در آمده است، اینجا نیز به همان فرمول میتوان اعتماد کرد یا خیر.
پاسخ اینست که قطعا فرمول استفاده شده در تمام موارد مشابه قابل استفاده است. 
همانطور که اگر در آیات مربوط به سوره کهف حتی اگر به عدد 309 اشاره نمیشد با شمارش کلمات آن میتوانستیم طول زمانی آنرا بدست بیاوریم اینک نیز که به فرمول مربوطه دست یافته ایم با محاسبه کلمات مربوط به سرنوشت بنی اسرائیل میتوان به سال سرنوشت ساز زوال آنان دست یافت.
اما اگر این عدد فقط در همین یک مورد استخراج میشد ، میشد آنرا تصادف تلقی کرد و به حدس و گمان توجه نکرد.
اما وقتی در محاسبات مختلف در این دو سوره شریفه دوباره و چند باره این عدد یا معادل تقویمی آن در موارد مختلف وبه انحاء گوناگون ظاهر میشود، راه بر هر شک و ریبی مسدود و حقیقت آیات آشکار میشود.
در یکجا به عدد 1443 میرسیم ودر جای دیگر به عدد 1401 ودر محاسبه دیگر به 2022 و در مورد دیگر به عدد 5782. 
در آغاز این اعداد بی ربط بنظر میرسند اما وقتی تقویم را میگشائیم میبینیم . شگفتا تمامی این اعداد شماره سال مخصوصی است در آخر الزمان، و هرکدام معادل دیگریست. یعنی سال 1443 هجری قمری مساوی با سال 1401 هجری شمسی ومصادف با سال 2022 میلادی ومقارن با سال 5782 عبری میباشد. 
شگفت آور تر آنکه حتی از نظر حساب جمل نیز سال 1401 معادل با حروف تلفظ عربی سال 2022 میباشد.
ألفان واثنن وعشرون = 2022
ا ل ف ا ن و ا ث ن ن و ع ش ر و ن
1 30 80 1 50 6 1 500 50 50 6 70 300 200 6 50
  1401
از ظهور اعداد فوق که اشاره به سال مخصوصی در آخر الزمان است و هر عدد مورد استفاده یکی از ادیان الهی است به این نتیجه میرسیم که خداوند با استفاده از این اعداد به همان سال مخصوص اشاره میکند. وازینکه این اعداد درست از محاسبه همان آیاتی بدست میآید که درآن به متلاشی شدن بنی اسرائیل و ظهور حضرت مهدی و استقرار حکومت عدل جهانی اشاره شده است دیگر برای هر انسان متفکری چاره ای جز پذیرش این واقعیت نمیماند که خداوند این سال را سال تنبیه بنی اسرائیل قرار داده است. دستکم به این نتیجه میرسیم که قرار است در این سال اتفاق بزرگی بیفتد.
 محاسبه دوم
شاه بیت غزل خدا حافظی بنی اسرائیل آخرین جمله در آیه 104 اسراء مباشد.
وقلنا من بعده لبنی إسرءیل اسکنوا الأرض فإذا جاء وعد الاءخرة جئنا بکم لفیفا 
اگر این قسمت از آیه 104 را نیز با حساب ابجد محاسبه کنیم عدد 2022 ظاهر میشود که معادل میلادی سال 1401 هجری شمسی است.
ف ا ذ ا ج ا ء و ع د ا ل ا خ ر
80 1 700 1 3 1 1 6 70 4 ا 30 ا 600 200
ة ج ء ن ا ب ک م ل ف ی ف ا  
400 3 1 50 ا 2 20 40 30 80 10 80 1 2022
دلیل اینکه تنها این قسمت از آیه را جدا میکنیم اینست که خداوند خود با بکارگیری حرف فاصل (ف) این فاصله را ایجاد کرده است.
محاسبه سوم
سوره اسراء هفدهمین سوره قرآن است.
سوره حمد را کلید قرآن خوانده اند . فاتحه به معنی باز کننده است نه آغاز کننده. اسم دیگر سوره حمد در قرآن سبع المثانی است. که خداوند فرمود 
و آتیناک سبعا من المثانی والقرآن العظیم. 
 حمد سبع المثانی است ازآنرو که هفت آیه دارد و در هر نماز دوبار تکرار میشود. قرآن کریم با فاتحه آغاز نمیشود بلکه قفل قرآن با فاتحه باز میشود. دلیل دیگر ممتاز بودن سوره فاتحه از قرآن آنست که آنرا خلاصه قرآن خوانده اند. بنابراین قرآن، پس از سبع المثانی که همان سوره حمد است از سوره بقره آغاز میشود. 
حال اگر تعداد آیات مبارکه را از آغاز قرآن که همان سوره بقره است ودر آن ذکری از بنی اسرائیل رفته است تا آغاز سوره اسراء که در آن سرنوشت بنی اسرائیل رقم خورده است بشماریم با نکته شگفت آور وعجیبی مواجه میشویم. وآن اینکه تعداد این آیات دقیقا 2022 آیه میباشد که مساوی است با سال 1443- 1444 هجری قمری و معادل 1401 هجری شمسی است.
انسان از این همه شگفتی انگشت بر دهن میماند . که خداوند بزرگ چگونه با زبان اعداد با انسان حسابگر سخن میگوید.
بقره آل عمران نساء مائده انعام اعراف انفال توبه یونس هود یوسف رعد ابراهیم حجر نحل
286 200 176 120 165 206 75 129 109 123 111 43 52 99 128
  2022

محاسبه چهارم:
آیه بیست ویکم سوره مائده به دخول بنی اسرائیل به سر زمین مقدس فلسطین اشاره میکند.
یقوم ادخلوا الأرض المقدسة التی کتب الله لکم ولا ترتدوا على أدبارکم فتنقلبوا خسرین 
و آیه 104 سوره اسرا در مورد خروج و پراکنده شدن بنی اسرائیل از این سر زمین است.
 فإذا جاء وعد الاءخرة جئنا بکم لفیفا 
نکته عجیب آنست که فاصله آیه مربوط به دخول بنی اسرائیل (21 مائده)در سرزمین مقدس وآیه مربوط به خروج آنان ازین سرزمین (104 اسرا)واجتماع و پراکندگی آنان نیز دقیقا 1443 آیه است که به سال هجری قمری خروج بنی اسرائیل از ارض مقدسه و پراکنده شدن بنی اسرائیل اشاره میکند.  
مائده انعام اعراف انفال توبه یونس هود یوسف رعد ابراهیم حجر نحل اسرا
99 165 206 75 129 109 123 111 43 52 99 128 104
  1443

محاسبه پنجم:
همانطور که ذکر شد کلمه لفیفا آخرین کلمه آیات مربوط به بنی اسرائیل در سوره اسراء است. و بالطبع متعاقب آن آیه بعدی می آید. 
وبالحق أنزلنه وبالحق نزل

بصورت طبیعی کلمه بعدی یعنی 
کلمه (وبالحق) در ردیف 1444 
کلمه (انزلناه) در ردیف 1445 
کلمه (وبالحق) در ردیف 1446
کلمه (نزل) در ردیف 1447 قرار گرفته است  
مجموع این چهار عدد 5782 میباشد که دقیقا همان سال سرنوشت ساز زوال اسرائیل بر حسب تقویم عبری خواهد بود. سال 5782 مساویست با 2022 میلادی و 1443 ه ق و 1401 هش.


محاسبه ششم
تا کنون از محاسبه آیات به سال سقوط اسرائیل را بر حسب تقویم های میلادی و عبری و همچنین هجری قمری دست یافتیم. آز آنجا تقویم هجری شمسی در بساری از کشور های اسلامی بخصوص در کشوری که مهد تشیع و پرچمدار مبارزه با اسرائیل است رواج بیشتری دارد خداوند این سال سرنوشت ساز را حتی برحسب تقویم هجری شمسی مشخص کرده است تا هیچ شکی در دل متعمقین وموشکافان در قرآن نماند.
در فصل دیگری ازین کتاب شرح خواهیم داد که ارتباط بسیار تنگاتنگ و معنا داری میان سوره کهف که از آغاز تا پایان آن در مورد حضرت مهدی علیه السلام است وحادثه عظیم زوال اسرائیل وجود دارد. اما عجالتا به ذکر یک نکته بسنده میکنیم که آیات مربوط به اصحاب کهف از آیه 9 شروع و به آیه 25 ختم میشود.
نکته بسیار عجیب این آیات اینست که تعداد حروف این آیات دقیقا به اندازه عدد سال زوال اسرائیل به حسب تقویم هجری شمسی است . یعنی تعداد حروف این آیات به سال سرنوشت بنی اسرائیل اشاره میکند. دراین آیات 1401 حرف بکار رفته است و سال 1401 هش مساویست با سال 2022 میلادی. اینکه چرا از تقویم هجری شمسی در سوره اسرا خبری نیست خود از اسرار است که در جای خود بدان خواهیم پرداخت. تنها به یک نکته اشاره میکنیم که پایگاه حضرت مهدی در میان فارسی زبانان و اعاجم است. در میان اعاجم تقویم هجری قمری چندان رایج نیست. آنچه مورد استفاده قرار میگیرد تقویم هجری شمسی است. ازینرو برای پیروان حضرت مهدی که باید طبعا در سوره کهف بدنبال گمشده خود باشند به سال هجری شمسی اشاره کرده است.

محاسبه هفتم:
علیرغم آنکه خداوند سال سقوط اسرائیل را با تقویم هجری شمسی مشخص و ممتاز فرمود باز هم برای تأکید بیشتر دلایل متقن دیگری برای آن بجا گذارد.
سوره اسراء در سال 621 میلادی نازل شد. و تعداد حروف آیات مربوط به بنی اسرائیل نیز 1401 میباشد.
حال اگر تعداد حروف این آیات (1401) را در عدد سال نزول(621) آن جمع کنیم با کمال شگفتی عدد 2022 ظاهر میشود که مساوی با همان سال 1401 هجری شمسی است.
سال 2022 از جهت دیگری هم با سال 1401 مساویست که از نظر علم الحروف والاعداد دارای اهمیت است. به محاسبه زیر توجه کنید
2+2+0+2= 6
1+0+4+1=6  

 

محاسبه هشتم:
در کل سوره اسرا 4 آیه دارای 19 کلمه است.
از آنجا که هر کلمه از سوره اسراء نمایانگر یکسال است، از حاصل جمع 4 آیه در 19 کلمه عدد مرموز 76 بدست می آید که در آن شگفتی های عجیبی نهفته است.
نخستین نکته عجیب آنست که اگر عدد 76 را درعدد 19 ضرب کنیم عدد عجیب 1444 ظاهر میشود که با نیمه دوم سال میلادی 2022 مصادف است.
76 * 19 = 1444
سوالی که درین جا مطرح میشود اینست که چرا باید عدد 76 در 19 ضرب شود.
پاسخ :
دلیل اول آنست که عدد 19 از نظر ابجد مساوی با کلمه واحد میباشد که خداوند آنرا معیار سنجش قرآن و میزان آن قرار داده است.
دلیل دوم آنست که دوره های تاریخی بنی اسرائیل هر کدام 19 سال طول میکشد. که در جای خود آنرا ثابت کرده ایم و علت آن هم ذکر شد.
دلیل سوم اینست که در سوره اسرا 4 آیه دارای 19 آیه است که از ضرب چهار در نوزده عدد هفتاد و شش بدست می آید. حال بصورت طبیعی اگر همین عمل ضرب حاصل جمع را دوباره در 19 ادامه دهیم به عدد 1444 میرسیم.
4 * 19 = 76 
76 * 19 = 1443
محاسبه نهم
نکته عجیب دیگر اینست که خود عدد 76 نیز دارای اسرارعجیبی است:
از قرائن بسیاری که در سوره اسراء تکرار شده است اینگونه اثبات میشود که عدد 76 به طول زمانی حکومت بنی اسرائیل در فلسطین اشاره میکند.
در اینجا به اختصار به برخی ازین قرائن اشاره میکنیم.
قرینه نخست:
سوره اسرا دارای 111 آیه است. هر آیه از سوره اسرا با یک کلمه قیدی در پایان آن خاتمه یافته است. کلماتی مانند قلیلا، شکورا، لفیفا، و غیره در پایان هر آیه آمده است که برخی از آن چند مرتبه تکرار شده است.
حال اگر کلمات مکرر را از این 111 قید حذف کنیم تعداد باقیمانده آن مساویست با عدد 76 که میتواند اشاره به طول عمر دولت غاصب اسرائیل باشد.
قرینه دوم:
آیه 76 سوره اسراء خودش دارای اشارات مهمی است. هم از نظر معنا و مفهوم آیه و هم از نظر واقع شدن عدد 76 بلا فاصله بعد از کلمه قلیلا که خداوند بصورت اسرار آمیز و سمبلیک خواسته اند بفهمانند که منظور از کلمه قلیلا همان 76 سال است.
از نظر مفهوم آیه نیز بصورت بسیار واضح و روشنی این آیه به وضعیت رقت بار مردم فلسطین و اخراج آنان از سرزمین مقدس فلسطین و استقرار کوتاه آنان در آن اشاره میکند.
وإن کادوا لیستفزونک من الأرض لیخرجوک منها وإذا لا یلبثون خلفک إلا قلیلا .76 
و اگر بتوانند آنان ترا تحت فشار قرار خواهند داد تا از سرزمین (مقدس) ترا اخراج کنند اما خود درآن جز اندک زمانی توقف نخواهند داشت. 
اگر چه آیه فوق براساس بعضی از روایات در شأن نبی اکرم نازل شده است اما دقت کافی در محتوای آیه مفهوم دیگری را میرساند. زیرا خداوند در این آیه کلمه ارض را بکار برده است. اگر این ارض را بمعنای کره زمین ترجمه کنیم آیه مفهوم خود را از دست خواهد داد زیرا امکان اخراج از ارض در هیچ شرایطی در آن زمان وجود نداشت.
بنا براین باید کلمه ارض در این آیه را بمعنای ارض مقدس ترجمه کنیم که این عنوان تنها برای فلسطین در قرآن بکار رفته است.
بنا براین ترجمه درست همان است که در بالا نوشته آمد اگرچه حتی اگر آنرا در مورد اخراج آنحضرت نیز معنا کنیم مشکلی ایجاد نمیشود زیرا یکی از خصوصیات بارز قران کریم همین قابل ترجمه بودن آن به انحاء گوناگون است.
بنا براین خداوند متعال طول زمانی اشغال سر زمین فلسطین را نیز بیان کرده است و آنرا 76 میداند.

قرینه سوم:
از محاسبات بالا با دقت تمام سال زوال اسرائیل بدست آمد. که قرآن با استفاده از تقویم ادیان مختلف به سال 2022 اشاره میکند.
حال اگر عدد 76 را از عدد 2022 کسر کنیم عدد 1946 ظاهر میشود که در آن کنکره جهانی تشکیل شد و نطفه اسرائیل در این کنگره منعقد گردید و دو سال بعد در سال 1948 تشکیل حکومت اسرائیل اعلام گردید.
قرینه چهارم:
اگر سال زوال اسرائیل را 1444 هجری قمری فرض کنیم، با تقسیم این عدد بر 19 دوبار عدد عجیب 76 بدست می آید .
بنا براین طول زمانی حکومت بنی اسرائیل بر سرزمین مقدس فلسطین از زمان انعقاد نطفه آن تا زوال و سقوط آن 76 سال در قرآن پیش بینی شده است.

محاسبه دهم:
از ریشه (فزز) در کل قرآن تنها سه کلمه استفاده شده است و عجیب آنست که هر سه مورد در سوره اسراء و هر سه مورد در آیات مربوط به بنی اسراءیل آمده است که خود به تنهایی بسیار معنی دار و اسرار آمیز است.
این سه آیه عبارت اند از آیه 76 ، 64 و 103
بررسی این آیات ما را با نکته های عجیب دیگری آشنا میکند.
با آیه 76 قبلا آشنا شدیم. و نیاز به بررسی مجدد آن نداریم.
آیه 64 نیز یکی از همان آیات چهارگانه ایست که 19 کلمه دارد و مجموع انها عدد 76 را شکل میدهد.
اما آیه 103 
 (17:103)فأراد أن یستفزهم من الأرض فأغرقنه ومن معه جمیعا
 (17:104)وقلنا من بعده لبنی إسرءیل اسکنوا الأرض فإذا جاء وعد الاءخرة جئنا بکم لفیفا .
و خداوند اراده کرد که آنان را از سرزمین مقدس اخراج کند . پس او و همراهانش را در دریا غرق کرد. آنگاه به بنی اسرائیل گفتیم که در سر زمین مقدس سکنی گزینید اما زمانی که وعده نهایی خداوند فرا رسد ما شما را ازآن جا متفرق خواهیم کرد.
این آیه درمورد غرق شدن فرعون و لشکریانش میباشد. و بلا فاصله بعد از این آیه خداوند در آیه بعدی به وعده نهایی متلاشی شدن بنی اسرائیل اشاره میکند ، که هر دو در مورد سر نوشت محتوم بنی اسرائیل است.

عدد 19 و رابطه آن با بنی اسرائیل
از مطالعه دقیق تاریخ بنی اسرائیل چنین استنباط میشود که تاریخ بنی اسرائیل نیز همچون قرآن کریم حول محور عدد 19 میچرخد.
همانگونه که در تاریخ ثبت شده است حضرت سلیمان در سال 935 قبل از میلاد رحلت فرموده اند.
بعد از رحلت آنحضرت فتنه و فساد در بنی اسرائیل آغاز شود. این همان فساد نخستین است که قرآن ازآن یاد میکند :
(17:4)وقضینا إلى بنی إسرءیل فی الکتب لتفسدن فی الأرض مرتین ولتعلن علوا کبیرا
(17:5)فإذا جاء وعد أولیهما بعثنا علیکم عبادا لنا أولی بأس شدید فجاسوا خلل الدیار وکان وعدا مفعولا
و ما بر بنی اسرائیل در کتاب خویش اینچنین اراده کرده ایم که آنان در زمین دوبار افساد کنند و برتری جویند بصورت بسیار گسترده ای.
آنگاه که زمان فساد اول رسید ما برآنان بندگان خویش را گماردیم که به یاری سلاح های محکم ونیروهای شدیدی برآنان حمله ور شوند. بندگان ما بدنبال آنان در تمام نقاط گشتند و وعده الهی تحقق یافت.
بعد از وفات سلیمان بنی اسرائیل به دو دسته تقسیم شدند. حکومتی در جنوب شکل یافت که در سال 722 توسط آشوریان متلاشی شد. و حکومتی نیز توسط جودا در شمال تأسیس شد که توسط بابلیان در سال 586 به رهبری بخت النصر و کمک های رسیده از بلخ خراسان در زمان لهراسب شاه پادشاه پارسیان از میان رفت.
تفاوت میان این دو دولت 136 سال است. یعنی دولت جنوب 136 سال بیشتر از دولت جودا در شمال طول کشیده است اما بنابر نوشته فلیپ حطی درتاریخ فلسطین 
علیرغم این تفاوت بسیار زیاد در هر کدام تنها 19 پادشاه حکوکت کرده است.
بنا براین میتوان به این نتیجه رسید که خداوند بنحوی سرنوشت بنی اسرائیل را بر محور عدد 19 رقم میزند.
این حقیقت در موارد دیگر نیز خود نمایی میکند.
مورد اول آنکه اسرائیل اول توسط بخت النصر در سال نوزدهم پادشاهی او متلاشی شد.
مورد دوم اینکه اسرائیل اول در سال 586 پیش از میلاد از میان رفته است. اگر وعده الهی در مورد زوال اسرائیل فعلی در سال 2022 تحقق یابد. فاصله میان آنان 136 دوره 19 ساله است به تعداد حروف ابجد کلمه (موسی) پیامبر بزرگ بنی اسرائیل.
586+2022=2608
2608/136=19.17
مورد سوم اینکه اگر براساس وعده رسول اکرم تاریخ قرار است طابق النعل بالنعل تکرار شود، طول زمانی اسرائیل فعلی نیز همان چهار دوره 19 ساله خواهد بود که از سوره اسراء استخراج شد. و اگر برهر دو حکومت بنی اسرائیل در گذشته تنها 19 پادشاه حکم رانده اند در اسرائیل فعلی نیز باید تنها 19 نخست وزیر حکم براند.
مورد چهارم آنکه بعدا در فصل مربوط به سوره کهف اشاره خواهیم کرد که حتی از زمان آغاز تاریخ عبری تا زوال اسرائیل در سال 5782 نیز مجموعا 309 دوره تاریخی 19 ساله خواهد بود. 
قرینه دیگری که نشان میدهد قرار است تاریخ اسرائیل تکرار شود اینست که در آیه
7 سوره اسراء میخوانیم:
(17:7)إن أحسنتم أحسنتم لأنفسکم وإن أسأتم فلها فإذا جاء وعد الاءخرة لیسءوا وجوهکم ولیدخلوا المسجد کما دخلوه أول مرة ولیتبروا ما علوا تتبیرا
جمله لیدخلوا المسجد کما دخلوه أول مرة اشاره دارد به اینکه خداوند قرار است دقیقا به همان شیوه که در مرحله اول با بنی اسرائیل عمل کرده است با اسرائیل معاصر عمل کند.
این را هم می توان از سیاق آیه و ترجمه آن فهمید و هم از تناسب و تناظر حروف آن. بطوریکه جمله (ولیدخلواالمسجد) مساویست با جمله (کما دخلوه اول مرة) و هر دو دارای 14 حرف هستند.
و ل ی د خ ل و ا ا ل م س ج د 14
ک م ا د خ ل و ه ا و ل م ر ة 14

البته این حقیقت را از جمله (وان عادوا عدنا ) (اگر بدین شیوه بازگردند و دوباره فساد کنند ما نیز بازخواهیم گشت)نیز میتوان فهمید.

محاسبه یازدهم:
نکته بسیار عجیب دراین است که هر کدام ازین دوره های چهارگانه اسرائیل کنونی نیز در قرآن پیش بینی شده و تاریخ آن تعیین شده است.
دوره های چهار گانه اسرائیل ازین قرار است
1946-1948 آغاز دوره تاسیس اسرائیل
1967-1968 جنگ های سرنوشت ساز 6 روزه اعراب و اسرائیل
1986-1987 آغاز انتفاضه اول
2005-2006 جنگ 33 روزه حزب الله و تحمیل نخستین شکست به اسرائیل
2021-2022 زوال اسرائیل
به تمام این چهاردوره بعلاوه تاریخ خاتمه این دوره ها در یک آیه از قرآن کریم اشاره شده است. 
(17:7)إن أحسنتم أحسنتم لأنفسکم وإن أسأتم فلها فإذا جاء وعد الاءخرة لیسءوا وجوهکم ولیدخلوا المسجد کما دخلوه أول مرة ولیتبروا ما علوا تتبیرا
از کلمه وعد در این آیه شریفه تا کلمه لیدخلوا به این دوره های 19 ساله اشاره میکند. به نکته های زیر توجه کنید.
محاسبه دوازدهم: 
اشاره قرآن به دوره اول
کلمه وعد درآیه 7 سوره اسرا که اشاره به زمان افساد دوم بنی اسرائیل داردهفتاد ودومین کلمه این آیات است. اگر 72 را در عدد 19 بهمان دلایلی که ذکرش رفت ضرب کنیم عدد عجیب 1368 بدست می آید که اشاره دارد به سال هجری قمری و مصادف است با سال 1948 یعنی سال تشکیل اسرائیل. 
محاسبه سیزدهم: 
اشاره قرآن به دوره دوم.
کلمه آخرة بعد از کلمه وعد در آیه هفتم آمده است و طبعا هفتادوسومین کلمه از مجموعه این آیات است. حال اگر 73 را در عدد 19 ضرب کنیم عدد 1387 بدست می آید که اشاره دارد به سال هجری قمری و مصادف است با سال 1967 میلادی که در آن جنگهای 6 روزه اعراب و اسرائیل اتفاق افتاد و منجر به پیروزی آنان شد که نقطه عطفی است در تعامل اعراب با اسرائیل. 
محاسبه چهاردهم :
اشاره قرآن به دوره سوم.
کلمه ولیسوئوا بعد از کلمه آخرة در آیه هفتم آمده است و طبعا هفتادوچهارمین کلمه از مجموعه این آیات است. حال اگر عدد 74 را در عدد 19 ضرب کنیم عدد 1406 بدست می آید که اشاره دارد به سال هجری قمری و مصادف است با سال 1986 میلادی. سالی که انتفاضه بر خواسته از متن مردم فلسطین آغاز شد. جنبشی که به انقلاب سنگها نام گرفت و حیثیت اسرائیل را زیر سوال برد. 

محاسبه پانزدهم: 
اشاره قرآن به دوره چهارم.
کلمه وجوهکم بعد از کلمه لیسوئوا در آیه هفتم آمده است و طبعا هفتادوپنجمین کلمه از مجموعه این آیات است. حال اگر 75 را در عدد 19 ضرب کنیم عدد 1425 بدست می آید که اشاره دارد به سال هجری قمری و مصادف است با سال 2006 میلادی. سالی که برای نخستین بار اسرائیل طعم شکست را از حزب الله چشیدو افسانه شکست ناپذیر بودن آن در هم شکست و شمارش معکوس نابودی آن آغاز شد.
محاسبه شانزدهم :
اشاره قرآن به زمان فتح بیت المقدس و دخول در مسجد الاقصی و زوال اسرائیل.
کلمه لیدخلوا بعد از کلمه وجوهکم در آیه هفتم آمده است و طبعا هفتادوششمین کلمه از مجموعه این آیات است. حال اگر 76 را در عدد 19 ضرب کنیم عدد 1444 بدست می آید که اشاره دارد به سال هجری قمری زوال اسرائیل و مصادف است با سال 2022 میلادی. سالی که بیت المقدس بدست با کفایت حضرت ولی عصر عج فتح خواهد شد و دلایل آن در فصل دیگر این کتاب خواهد آمد.
محاسبه هفدهم: 
قرآن کریم حتی زمان زوال اسرائیل اول را توسط آشوریان با همین فرمول مشخص کرده است. به این ترتیب که. کلمه اولیهما که اشاره به افساد اول بنی اسرائیل است از نظر رتبه عددی سی و هشتمین کلمه این آیات است.
حال اگر عدد 38 را در عدد 19 ضرب کنیم عدد شگفت انگیز 722 بدست می آید که دقیقا سال زوال اسرائیل بدست آشوریان است. و اگر بخواهیم سال زوال اسرائیل دوم را بدست بیاوریم کافیست سال 722 را در عدد 2 ضرب کنیم تا عدد عجیب 1444 خود نمایی کند.
38 × 19 =722 × 2 = 1444
محاسبه هیجدهم: 
گفتیم که سوره کهف ارتباط تنگاتنگی با زوال اسرائیل دارد
آیات مربوط به اصحاب کهف قبل از آیه 26 خاتمه می یابد. آیه 26 سوره کهف در حقیقت آیه 2166 قرآن است. در این عدد نیز اشاره ای هست به زوال اسرائیل در سال 2022.
به این ترتیب که اگر این عدد را تقسیم کنیم بر عدد 19 عدد 144 بدست می آید. حال ببینیم عدد 144 چیست. این عدد مساویست با کلمه للمیلد(میلادی). و عجیب آنست که اگر این عدد را از عدد 2166 کم کنیم دقیقا 2022 باقی میماند که حاکی ازآن است که خداوند نه تنها به سال 2022 اشاره میکند بلکه برای رفع هر گونه شک و شبهه ای حتی به میلادی بودن آن نیز اشاره میکند. 
2166÷19 =144  
144+2022 = 2166
144 مساویست با کلمه للمیلد

قرآئن غیر قرآنی زوال اسرائیل در سال 2022
نبرد آرمگدون
 نبرد هر مجدون یا آرمگدون در جهان مسیحیت بعنوان نبرد نهائی جهان پذیرفته شده است که در آخرالزمان اتفاق خواهد افتاد..
حادثه عظیم آرمگدون آنقدر مهم است که تاکنون در مورد آن هزاران کتاب و مقاله نوشته شده و فیلمهای متعددی در سطح هالیوود در این مورد ساخته شده است.
در مورد حادثه آرمگدون تنها یک آیه در انجیل اشاره میکند وآنهم آیه 16.16 از کتاب وحی است:
آنگاه آنان شاهان جهان را باهم جمع میکنند در مکانی در فلسطین بنام هر مجدون.
نکته عجیب در اینست که این آیه نیز آیه دو هزار و بیست ودومین (2022) آیه آنجیل است.
313 پاپ
در برخی از متون مسیحیت آمده است که در مذهب کاتولیک تنها 313 پاپ معرفی خواهند شد و بعد از او حضرت مسیح خواهد آمد. پاپ بندیکت شانزدهم فعلی (312) سیصد و دوازهمین پاپ است وبا مرگ او و معرفی پاپ بعدی دوره پاپها تمام خواهد شد که گمان میرود با توجه به سن بالای 75 سال ایشان این اتفاق نیزدر سالهای آتی بیفتد .

روز نهم ماه یازدهم (آب) عبری
بنا بر شواهد تاریخی انهدام نخستین و دومین معبد یهودیان در اورشلیم در این روز اتفاق افتاده. یعنی علیرغم 656 سال تفاوت زمانی درست در سالروز تخریب معبد اول یهودیان ، معبد دوم آنان که بر خرابه های همان معبد بنا شده بود در همان روز تخریب شد. 
 Tisha B'Av (the ninth day in the Jewish month of Av) that primarily commemorates the destruction of the first and second Temples. The first Temple was destroyed on the ninth of Av by the Babylonians in 586 B.C.E., and the second Temple was destroyed on the ninth of Av by the Romans in 70 C.E.!!!!!!!!!! 
در مراجع معتبر یهودی در مورد این روز چنین آمده است:
روزنهم ماه ماه یازدهم عبری (آب) که در آن بیاد میآورند تخریب معبد اول و دوم را. نخستین معبد در همین روز توسط بابلیان در سال 586 قبل از مسیح تخریب شد. و معبد دوم توسط رومیان دردر سالگرد همین روز در سال 70 میلادی.
آنان از جهت دیگری نیز این روز را بزرگ میدارند. وآن اینکه در این روز منتظر ظهور مسیح موعود هستند.
در این روز در اسرائیل تعطیل عمومی است و یهودیان از انجام هر کاری پرهیز میکنند. آز انجا که انهدام معبد دوم در همان روز اتفاق افتاده است انتظار میرود انهدام معبد سوم آنان نیز در اورشلیم در همین روز اتفاق بیفتد.
در منابع روایی اهلبیت در مورد روز ظهور حضرت مهدی علیه السلام آمده است که آنحضرت در روز عاشورا ظهور خواهند فرمود.
اگر این حدیث را معتبر بدانیم تاریخ ظهور آنحضرت 10.1.1444 خواهد بود و نکته عجیب در این است که این روز مصادف است با همان 9.11.5782 عبری که یهودیان در آن منتظر ظهور حضرت مسیح نیز میباشند.

تفسیر ریاضی سوره مبارکه کهف

و زوال اسرائیل 
بدست حضرت مهدی علیه السلام
در سال 2022

 

 


بجای مقدمه
قبل از ورود به این مبحث لازم است به یک سوال اساسی در مورد ظهور باهر النور آنحضرت پاسخ داده شود. 
در منابع روایی اهلبیت روایات معتبری نقل شده است مبنی بر تکذیب آنانی که در مورد آنحضرت به توقیت میپردازند.
در بعضی از موارد برای تأکید بیشتر جمله (کذب الوقاتون) حتی سه مرتبه تکرار شده است.
بنابراین تعیین وقت برای ظهور آنحضرت اشکال شرعی دارد و از انجام آن ممانعت بعمل آمده است.
پاسخ اول:
پاسخ نخست اینستکه خود ائمه هدی علیهم السلام در برخی ازروایات به تعیین زمان ظهور البته بصورت معما گونه و رمزی برای خواص اصحاب خویش پرداخته اند و زمان دقیق ظهور را با کد گذاری های مخصوصی تعیین کرده اند.مانند آنچه از معصوم علیه السلام روایت شده است که فرموده اند ظهور آنحضرت در سال یس والقرآن الحکیم خواهد بود.
در این جا به یکی از این روایات اشاره میکنیم.
امام صادق علیه السلام در ذیل روایتی طولانی فرمودند:
ای ابا لبید : برای من در مورد حروف مقطعه قرآن دانش انباشته ایست. آنگاه فرمود:
الف مساویست با یک و لام مساویست با سی و میم مساویست با چهل وصاد مساویست با نود. و مجموع آن مساویست با عدد یکصد وشصت ویک. آغاز خروج امام حسین در (الم) بود. آنگاه که زمان او سر آمد مردی از بنی عباس قیام کرد در (المص) وقیام قایم ما بعد از انقضای مدت او در (الر) خواهد بود.
این مطلب را درک کن واین راز را نگهدار.
بحار الانوار مجلسی ج13 106/52
بررسی روایت فوق را از نظر عددی به زمان دیگری واگذار میکنیم اما روایت فوق نشانگر آنست که اولا ائمه هدی علیهم السلام از زمان ظهور آنحضرت آگاهند. ثانیا منعی از توقیت وجود ندارد. تنها نکته ای که دراین حدیث قابل توجه است حفظ اسرار آل محمد است که برآن تأکید شده است.
پاسخ دوم:
اگر در مواردی حضرات ائمه معصومین علیهم السلام خودبه زمان ظهور اشاره کرد اند ، اینکار با مفاد روایات منع از توقیت منافات دارد. ازینرو باید برای آن راه حلی پیدا شود.
یا باید ضعف روایات توقیت از نظر اسنادی ثابت شود. 
یاباید روایات مربوط به تکذیب وقاتون توجیه گردد .
واقعیت اینست که در هردو مورد روایات موثقی وجود دارد وازینرواچاره ای جز توجیه روایات توقیت نیست.
میدانیم که زمان صدور این روایات سالها قبل از حتی تولد آنحضرت بوده است. درآن زمان از آنجا که حضرت هنوز بدنیا نیامده بودند تمام دغدغه ائمه علیهم السلام وقوع اصل تولد آنحضرت بوده است نه زمان ظهور آنحضرت. نگرانی ائمه در مورد علم به زمان ظهور آنحضرت قبل از تولد او مانند آنستکه ما قبل ازتولد فرزندمان نگرانی ازدواج او باشیم. 
 بر رسی اجمالی این روایات نشانگر آنست که هدف ائمه ازمنع توقیت در حقیقت برای مخفی ماندن روز تولد آنحضرت بوده است نه روز ظهور.
میدانیم که آنحضرت شباهت زیادی از نظر تولد با حضرت موسی دارند.ازآنجا که زمان تولد حضرت موسی توسط ستاره شناسان آنزمان بدقت پیش بینی شده بود دستگاه فرعون تمام تلاش خودرا بکار بست تا از تولد آنحضرت جلو گیری کند. در این مسیر تمام خانم های باردار آنزمان تا زمان حمل تحت نظارت قرار میگرفت واگر نوزاد پسر بود، کشته میشد تا از تولد حضرت موسی جلو گیری کنند وجلوبروزخطررا از نطفه بگیرند.
میتوان گمان کرد ، وجود چنین تجربه تاریخی در مورد شخصیت موعود موسی، ائمه هدی را برآن میداشت که در مورد تولد حضرت مهدی (ع) نیز باید از نظر امنیتی محکم کاریهای لازم را انجام دهند. بخصوص آنکه قرار نبود تولد آنحضرت معجزه آسا انجام شود. تعمدی در کار بود که برخی حتما باید آنحضرت را ببینند و بانام و نسب بشناسند ولازم بود مولد آنحضرت در تاریخ ثبت شود تا بعدا توسط مخالفین مورد انکار قرار نگیرد. ازینرو آنچه برای حضرات ائمه مهم بود بدنیا آمدن آنحضرت بود که نباید در روند آن خللی پیش می آمد و جان کودکان بی گناه دیگر نیز نباید بخطر میافتاد.
بررسی اجمالی تاریخ زمان تولد آنحضرت نیز نشانگر آنست که دستگاه خلافت نظارت سختی را بر خاندان جناب امام حسن عسکری اعمال میکرد تا جلو تولد آنحضرت گرفته شود. والله متم نوره ولو کره الکافرون.
پس از آغازغیبت، آنحضرت در کنف حمایت الهی قرار گرفته اند، ظهور آنحضرت نیز با بأس شدید همراه است و بر اساس برخی از روایات زمینه های ظهور آنحضرت یکشبه آماده خواهد شد و ظهور مبارک ایشان بغتتا و ناگهانی خواهد بود. 
چراغی را که ایزد برفروزد
هرآنکس پف کند ریشش بسوزد
او با حمایت الهی هم اکنون زنده است وبا حمایت او ظهور خواهد کرد وبا حمایت او بر دشمنان خویش غالب خواهد شد.
بنا براین درمورد دانستن زمان ظهور جای هیچگونه نگرانی وجود ندارد. زیرا قرار است تمام امور مربوط به ظهور با تدبیر پروردگار و با علم پیشین الهی در زمان مقرر وباقدرت لایزال او انجام شود. اما در مورد اصل تولد آنحضرت بنا براین بوده است و شاید چاره ای جز این نبوده است که باید مقدمات امور بصورت طبیعی انجام میشده است تا عده ای شاهد تولد آنحضرت باشند و وجود اورا بعدا انکار نکنند. هر چند در روند تولد آنحضرت نیز تا حد ممکن دست حمایت پروردگار آشکار بوده است. مانند آنکه بر اساس برخی از روایات در مادر بزرگوار آنحضرت تا شب تولد آنحضرت اثری از حاملگی وجود نداشته است.
بنا براین میتوان نتیجه گرفت که منظور ازظهور همان تولد باشد و منظور از حدیث کذب الوقاتون آن باشد که اگر کسی زمان آمدن ( شامل بدنیا آمدن) انحضرت را پیش بینی کرد تکذیب کنید.
پاسخ سوم:
سومین پا سخ به روایات منع توقیت آنست که در این روایات کلمه وقات بکار رفته است.
کلمه وقات صیغه مبالغه است ودر این حدیث به دو معنی بکار میرود.
یکی بمعنای کسی که هر روز وقتی را برای ظهور تعیین میکند. یعنی بدون هیچ گونه مبنای درستی و دلیل محکمی ازچنته خویش روزی را برای ظهور تعیین میکنند وبا روح وروان وباور های مومنان کاری ندارد.
دیگر بدان معنا که وقت را بسیار دقیق تعیین میکنند و به روز دقیق ظهور نیز اشاره میکنند.
به احتمال زیاد، روایات منع از توقیت شامل چنین آدمهایی میشود.
پاسخ چهارم:
تمام روایت مربوط به منع توقیت شامل توقیت توسط انسانهای معمولیست. در هیچکدام از این روایات توقیت توسط ائمه منع نشده است. هیچ حدیثی نقل نشده است که اگر توقیت توسط خدواند و یا اولیای او انجام شد بازهم باید تکذیب کرد. 
پاسخ پنجم:
این نبشته به هیچکدام از موارد فوق ربطی پیدا نمیکند.نه نگارندگان و محققان ادعایی دارند و نه از قبل خویش حرفی میزنند. 
محققان این نظریه تنها با این نکته بسنده میکنند که با استفاده از فرمول های قرآنی از شمارش کلمات و آیات مربوطه به این نتیجه میتوان رسید که خداوند زمان زوال اسرائیل را تعیین کرده است. آنها معتقدند که بر اساس داده های قرآنی میان زوال اسرائیل و ظهور حضرت مهدی علیه السلام رابطه تنگاتنگی وجود دارد وامکان ظهور در همان ایام وجود دارد. 
بنابراین نمیتوان برمحققان این نظریه نام وقات گذارد و به تکذیب آنان پرداخت. 
بر اساس این نظریه این خداوند است که زمان زوال اسرائیل و ظهور حضرت مهدی را تعیین کرده است ومحققان تنها با استفاده از داده های قرآنی به کشف آن پرداخته اند و پر واضح است که نمیتوان به تکذیب خداوند پرداخت.

رابطه زوال اسرائیل با ظهور حضرت مهدی علیه السلام
قبل از شروع بحث در مورد رابطه زوال اسرائیل با ظهور حضرت مهدی علیه السلام لازم است نکاتی را در مورد آنحضرت بدانیم وبا اعداد مربوط به آنحضرت آشنا شویم.
نام مبارک آنحضرت م ح م د.
پدربزگوارایشان امام حسن عسکری امام یازدهم شیعیان است.
نام مادر آنحضرت نرجس خاتون است
آنحضرت امام دوازدهم شیعیان و معصوم چهاردهم هستند.
ایشان فرزند نهم امام حسین علیه السلام میباشند.
سال تولد: 255 هجری قمری مصادف باسال 869 میلادی
سال شروع امامت: 260 هجری قمری مصادف با 874 میلادی
شروع غیبت صغری: 265 هجری قمری مصادف با 879 میلادی
شروع غیبت کبری: 329 هجری قمری مصادف با 941 میلادی.
طول غیبت صغری: 64 سال.

اسرار سوره مبارکه کهف و رابطه آن با امام مهدی ع

در سوره مبارکه کهف اسرار فراوانی نهفته است که ذیلا به برخی ازآنها اشاره میسود.

نخست آنکه سوره مبارکه کهف بلافاصله بعد از سوره مبارکه اسراء آمده است. بلافاصله بعد از کهف نیز سوره مبارکه مریم است . این ترتیب معنا دار حاوی اسراری هست . سوره اسراء قطعا در فلسطین اتفاق افتاده است. داستان حضرت عیسی در سوره مریم نیز در فلسطین بوده است. بالطبع به این نتیجه میتوان رسید که موضوع مطرح شده در سوره کهف نیز در این سر زمین باید اتفاق افتاده باشد وقطعا مسائل استنباط شده از این سوره نیز در این سرزمین خواهد بود.

دوم آنکه این ترتیب معنا دارگویای ترتیب زمانی آخرالزمان است. یعنی روال سوره ها نشانگر آنست که بعد از زوال اسرائیل بدست حضرت مهدی، حکومت جهانی بوجود خواهد آمد وآنگاه حضرت عیسی علیه السلام نیز ظاهرخواهند شد .

سوم آنکه اگرچه یهودیان به گزاف اذعان داشته اند که تاریخ شان از آغاز خلقت آدم آغاز میشود اما در واقع به دلایل علمی فراوانی تاریخ یهودیان از حادثه اصحاب کهف شروع میشود و چنین استنباط میشود که پایان تاریخ یهودیان نیز بی ارتباط با سوره کهف نیست. شخصیتی که موضوع بحث کنایی سوره کهف است پایان بنی اسرائیل را رقم خواهد زد.

چهارم آنکه کلمه (والیتلطف) که در وسط قرآن واقع شده و کلمه مرکزی قرآن است دراین سوره واقع شده است. این نشانگر آنست که این سوره از نظر آمار کلماتی قرآن در مرکز قرآن قرار کرفته و سوره مرکزی قرآن است.

پنجم آنکه آیه ای که این کلمه در آن واقع شده است آیه نوزدهم این سوره است.

ششم آنکه تعداد آیات این سوره بصورت معنا داری 110 آیه است به تعداد نام مبارک علی علی السلام وکهف تنها سوره ایست که 110 آیه دارد.

هفتم آنکه در روایات فراوانی اصحاب کهف جزو یاران حضرت مهدی شمرده شده اند. تفسیر در المنثور ج4 ص215 . عن ابن العباس قال رسول الله : اصحاب الکهف اعوان المهدی.

هشتم آنکه پیامبر اکرم برای در امان ماندن از فتنه دجال تلاوت سوره کهف را سفارش فرموده اند.
من حفظ عشر آیات من سورة الکهف عصم من الدجال. صحیح مسلم ج1 ص 555 حدیث 809 

نهم آنکه برای تعجیل در ظهور امام زمان نیز قرائت سوره کهف توصیه شده است.

دهم آنکه سوره کهف از نظر ترتیب سوره ها سوره 18 قرآن است و نکته قابل توجه اینست که تعداد آیات مربوط به اصحاب کهف نیز در این سوره 18 آیه است.

یازدهم آنکه سوره عصر را برخی از مفسرین به حضرت ولیعصر علیه السلام مربوط میدانند. از نظر عددی نیز ارتباط عجیبی بین این سوره و سوره کهف دیده میشود.
بدین ترتیب که تعداد آیات سوره عصر3 عدد میباشد و از نظر ترتیب نیز 103 میباشد. از ضرب 3 در 103 عدد 309 بدست میآید که در سوره کهف که مربوط به حضرت مهدی علیه السلام است نقش کلیدی دارد.

دوازدهم آنکه میان سوره کهف و سوره اسراء نیز ارتباط زیادی وجود دارد. در سوره کهف میخوانیم.

(17:12)وجعلنا الیل والنهار ءایتین فمحونا ءایة الیل وجعلنا ءایة النهار مبصرة لتبتغوا فضلا من ربکم ولتعلموا عدد السنین والحساب وکل شیء فصلنه تفصیلا.
ما شب و روز را دو نشانه قرار دادیم .آنگاه نشانه شب را محو کردیم و نشانه روز را آشکار کردیم تا از پروردگار تفضلی بخواهید. و تعداد سالها را بدانید و حساب سالها را داشته باشید. ما هر چیز را جداگانه تفصیل داده ایم.
از دقت در آیه فوق متوجه میشویم که خداوند برای دانستن تعداد سالها و دقت در حساب سالها اهمیت ویژه ای قایل شده است. 
نکته مهم این است که این آیه درست بعد از آیات مربوط به فساد اول و دوم بنی اسرائیل آمده است که در آن وعده داده شده است که بنی اسرائیل پس از فساد دوم از بین خواهد رفت.
بلا فاصله بعد از آن خداوند اهمیت دانستن تعداد سالها را به میان میکشد .
حال باید دید منظور خداوند از تعداد این سالها چیست که خداوند اینقدر برای آن حساب ویژه ای باز کرده است.
بخصوص آنکه کلمه حساب نوزدهمین کلمه این آیه است.

برای یافتن این پاسخ به محاسبه ارزش عددی جمله السنین والحساب میپردازیم.

 ب ا س ح ل ا و ن ی ن س ل ا
309 2 1 60 8 30 1 6 50 10 50 60 30 1

از محاسبه ارزش عددی جمله (السنین والحساب) به عدد 309 میرسیم.
اینجاست که ارتباط اسرار آمیز سوره اسراء و کهف بیشتر آشکار میشود. عدد 309 تنها درسوره کهف ودر متن قرآن آمده است. بنا براین به این نتیجه میرسیم که خداوند بصورت آشکاری توجه ما را به تعداد سالهای ذکر شده در سوره کهف جلب میکند. شکی باقی نمیماند که منظور خداوند از و لتعلموا عددالسنین و الحساب این است که ما با عدد 309 آشنا شویم . در فصل های آینده این کتاب ذکر خواهد شد که عدد 309 عدد مرکزی سوره کهف است و اعداد دیگری نیز در این سوره بکار رفته است که تمامی این اعداد ارتباط منطقی، منظم و مستقیمی با حضرت مهدی علیه السلام دارد که مألا با سرنوشت بنی اسرائیل مربوط میشود.
به عبارت دیگر خداوند بصورت بسیار رمز گونه ای در دوازدهمین آیه این سوره به سوره مربوط به امام دوازدهم (کهف) اشاره میکند و از راز بزرگی پرده بر میدارد.

سیزدهم آنکه:
.از نظر تعداد آیات فقط یک آیه تفاوت دارند
هر دو با ذکر خداوند شروع میشود.
سوره اسرا با ذکر سبحان الله و سوره کهف با ذکر الحمدلله.
هردو با کلمه الذی شروع میشوند.
در اولین آیه هر دو سوره کلمه عبد بکار رفته است.
درآخرین آیه سوره اسرا و اولین آیه سوره کهف ذکرالحمدلله بکار رفته.
در هر دو سوره جمله اتخاذ ولد بکار رفته.
در هر دو سوره از شرک منع شده است.
در هر دو سوره بشارت به پیروزی نهایی مومنان داده شده است.
در هر دو سوره از ولایت غیر خدا نهی شده است.

خلاصه ای از محتوای سوره کهف

بررسی مجموعه آیات نخستین سوره کهف.
سوره کهف با تأکید بر استوار بودن قرآن آغاز میشود و خداوند در ذیل آیات 1-9 که مجموعا 79 کلمه است به دو موضوع مهم اشاره میکند:
به این سه آیه ازین مجموعه آیات 9 گانه توجه کنید:
(18:1)الحمد لله الذی أنزل على عبده الکتب ولم یجعل له عوجا
(18:2)قیما لینذر بأسا شدیدا من لدنه ویبشر المؤمنین الذین یعملون الصلحت أن لهم أجرا حسنا
(18:3)مکثین فیه أبدا

ستایش خداوندی راست که بر بنده خویش کتاب را فروفرستاد و در آن نادرستی را راه نیست.
این کتاب ، کتابیست قیم، تا از سوی خداوند انسان را از نیروی بسیار محکم و استواری آگاه کند که از سوی خداوند تأیید میشود. خداوند مومنان را بشارت میدهد که آنان را پاداش زیبایی است. پاداش آنان اینست که آنان در زمین برای همیشه حکم خواهند راند.

اگر بر روش مرحوم علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه بخواهیم به تفسیر قرآن توسط قرآن بپردازیم، خواهیم دید که خداوند در چند مورد از عبارت بأس شدید استفاده کرده است و عجیب آنست که در تمامی موارد میان آنان رابطه خاصی وجود دارد.
که ذیلا به مواردی از آن اشاره میشود.
یکی ازین موارد در باره زوال اسرائیل اول توسط بخت النصر در سال 586 قبل از میلاد است. خداوند در این آیه بخت النصر و یارانش را با عنوان بندگان خویش میخواند که به نیروی بأس شدید مجهز و موید بوده اند.
(17:5)فإذا جاء وعد أولیهما بعثنا علیکم عبادا لنا أولی بأس شدید فجاسوا خلل الدیار وکان وعدا مفعولا

آنگاه که نوبت وعده نخستین فساد بنی اسرائیل فرارسید، ما بندگان صالح خویش را که با نیروی بسیار محکم و استواری از سوی ما پشتیبانی میشدند برآنان گماردیم.آنان تمام سرزمین ها را تجسس کردند و وعده الهی در مورد بنی اسرائیل تحقق یافت.

استفاده معنا دار از این عبارت در اول سوره مربوط به حضرت مهدی و همچنین اشاره به استقرار ابدی مومنان در زمین از ارتباط میان این دو سوره باهم خبر میدهد و حاوی اسراری است.

خداوند با اشاراتی برآنست که حضرت مهدی علیه السلام را نیز از تبار همان مومنانی معرفی کند که دارای بأس شدید است و در زمین حاکمیت و استقرار ابدی خواهند یافت. ارتباط عددی این آیات نیز با حضرت مهدی بسیار شگفت انگیز و معنا دار است.

مسئله مهم دیگری که در این چند آیه اول سوره کهف آمده است اینست که به مومنان وعده پاداش ارزشمند حکومت در زمین داده شده است.

این وعده الهی نیز در موارد دیگر در قرآن کریم تنها در خصوص امام مهدی و یاران او در آخرالزمان آمده است. 
ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم الائمه و نجعلهم الوارثین. قصص آیه 5
وما اراده کرده ایم که بر مستعفین زمین منت گذاریم وآنان را رهبران زمین ووارثان زمین قرار دهیم.
 
ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون. انبیاء آیه 105 
وما بعد از کتاب ذکر در کتاب زبور نگاشتیم که زمین را باید انسانهای صالح با ارث ببرند.

وعد الله الذین آمنوا وعملواالصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین قبلهم ولیمکننلهم دینهم الذی ارتضی لهم....... سوره نور آیه 55
خداوند به آنانیکه ایمان آورند وکارهای درست انجام دهند وعده داده است که آنانرا در زمین خلافت دهد آنسان که بر پیشینیان بخشیده بود.  

بنا براین سوره مبارکه کهف با آن دو خبر غیبی در آغاز این سوره شروع میشود که از همان آغاز معلوم است که در این سوره قرار است مسائل مهمی مطرح شود.

بررسی مجموعه آیات قسمت دوم سوره کهف.
در قسمت بعدی به داستان اصحاب کهف پرداخته شده است. این قسمت از آیه 1 شروع میشود و به کلمه ثلاث در آیه 25 خاتمه می یابد .
در این قسمت که جمعا 309 کلمه را شامل میشود، خداوند در ظاهر به داستان اصحاب کهف پرداخته اما در واقع خصوصیات حضرت مهدی را معرفی کرده است.
به این قسمت توجه کنید:
(18:09) ام حسبت أن أصحب الکهف والرقیم کانوا من ءایتنا عجبا
 (18:10)اذ أوى الفتیة إلى الکهف فقالوا ربنا ءاتنا من لدنک رحمة وهیئ لنا من أمرنا رشدا
 (18:11)فضربنا على ءاذانهم فی الکهف سنین عددا
 (18:12)ثم بعثنهم لنعلم أی الحزبین أحصى لما لبثوا أمدا
 (18:13)نحن نقص علیک نبأهم بالحق إنهم فتیة ءامنوا بربهم وزدنهم هدى
 (18:14)وربطنا على قلوبهم إذ قاموا فقالوا ربنا رب السموت والأرض لن ندعوا من دونه إلها لقد قلنا إذا شططا
 (18:15)هؤلاء قومنا اتخذوا من دونه ءالهة لولا یأتون علیهم بسلطن بین فمن أظلم ممن افترى على الله کذبا
 (18:16)وإذ اعتزلتموهم وما یعبدون إلا الله فأوا إلى الکهف ینشر لکم ربکم من رحمته ویهیئ لکم من أمرکم مرفقا
 (18:17)وترى الشمس إذا طلعت تزور عن کهفهم ذات الیمین وإذا غربت تقرضهم ذات الشمال وهم فی فجوة منه ذلک من ءایت الله من یهد الله فهو المهتد ومن یضلل فلن تجد له ولیا مرشدا
 (18:18)وتحسبهم أیقاظا وهم رقود ونقلبهم ذات الیمین وذات الشمال وکلبهم بسط ذراعیه بالوصید لو اطلعت علیهم لولیت منهم فرارا ولملئت منهم رعبا
 (18:19)وکذلک بعثنهم لیتساءلوا بینهم قال قائل منهم کم لبثتم قالوا لبثنا یوما أو بعض یوم قالوا ربکم أعلم بما لبثتم فابعثوا أحدکم بورقکم هذه إلى المدینة فلینظر أیها أزکى طعاما فلیأتکم برزق منه ولیتلطف ولا یشعرن بکم أحدا
 (18:20)انهم إن یظهروا علیکم یرجموکم أو یعیدوکم فی ملتهم ولن تفلحوا إذا أبدا
 (18:21)وکذلک أعثرنا علیهم لیعلموا أن وعد الله حق وأن الساعة لا ریب فیها إذ یتنزعون بینهم أمرهم فقالوا ابنوا علیهم بنینا ربهم أعلم بهم قال الذین غلبوا على أمرهم لنتخذن علیهم مسجدا
 (18:22)سیقولون ثلثة رابعهم کلبهم ویقولون خمسة سادسهم کلبهم رجما بالغیب ویقولون سبعة وثامنهم کلبهم قل ربی أعلم بعدتهم ما یعلمهم إلا قلیل فلا تمار فیهم إلا مراء ظهرا ولا تستفت فیهم منهم أحدا
 (18:23)ولا تقولن لشایء إنی فاعل ذلک غدا
 (18:24)الا أن یشاء الله واذکر ربک إذا نسیت وقل عسى أن یهدین ربی لأقرب من هذا رشدا
 (18:25)ولبثوا فی کهفهم ثلث مائة سنین وازدادوا تسعا 

در قالب این آیات شریفه خداوند متعال به مسائل زیر اشاره میکند:
1.امکان عمر طولانی انسان با قدرت الهی
2.خداوند می تواند بندگان خویش را از چشم دشمنانشان مخفی دارد وآنها را در کنف حمایت خود نگهدارد.
این دو مطلب همان نقاط مشترک بین اصحاب کهف و امام مهدی علیه السلام هستند که خداوند در قالب قصه اصحاب کهف در حقیقت خواسته اند جان مطلب را برسانند که امکان دارد انسان در مدت بسیار طولانی تحت حمایت خداوند قرار بگیرد وصدها سال متمادی همانگونه که با اصحاب کهف انجام شد. خداوند دراین داستان گذشته را به آینده پیوند زده اند و در قالب داستانی که در گذشته اتفاق افتاده است خواسته اند قضیه ای را که در آینده قرار است اتفاق بیفتد توجیه علمی و عملی کنند.

بررسی مجموعه آیات قسمت سوم سوره کهف.

قسمت بعدی که از کلمه ثلاث در آیه 25 شروع ودر آخرآیه 64 بپایان میرسد مجموعا 632 کلمه است که اسرار آن بعدا ذکر خواهد شد.

(18:25) ولبثوا فی کهفهم ثلث مائة سنین وازدادوا تسعا
(18:26)قل الله أعلم بما لبثوا له غیب السموت والأرض أبصر به وأسمع ما لهم من دونه من ولی ولا یشرک فی حکمه أحدا
(18:27)واتل ما أوحی إلیک من کتاب ربک لا مبدل لکلمته ولن تجد من دونه ملتحدا
(18:28)واصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغدوة والعشی یریدون وجهه ولا تعد عیناک عنهم ترید زینة الحیوة الدنیا ولا تطع من أغفلنا قلبه عن ذکرنا واتبع هویه وکان أمره فرطا
(18:29)وقل الحق من ربکم فمن شاء فلیؤمن ومن شاء فلیکفر إنا أعتدنا للظلمین نارا أحاط بهم سرادقها وإن یستغیثوا یغاثوا بماء کالمهل یشوی الوجوه بئس الشراب وساءت مرتفقا
(18:30)ان الذین ءامنوا وعملوا الصلحت إنا لا نضیع أجر من أحسن عملا
(18:31)اولئک لهم جنت عدن تجری من تحتهم الأنهر یحلون فیها من أساور من ذهب ویلبسون ثیابا خضرا من سندس وإستبرق متکءین فیها على الأرائک نعم الثواب وحسنت مرتفقا
(18:32)واضرب لهم مثلا رجلین جعلنا لأحدهما جنتین من أعنب وحففنهما بنخل وجعلنا بینهما زرعا
(18:33)کلتا الجنتین ءاتت أکلها ولم تظلم منه شیءا وفجرنا خللهما نهرا
(18:34)وکان له ثمر فقال لصحبه وهو یحاوره أنا أکثر منک مالا وأعز نفرا
(18:35)ودخل جنته وهو ظالم لنفسه قال ما أظن أن تبید هذه أبدا
(18:36)وما أظن الساعة قائمة ولئن رددت إلى ربی لأجدن خیرا منها منقلبا
(18:37)قال له صاحبه وهو یحاوره أکفرت بالذی خلقک من تراب ثم من نطفة ثم سویک رجلا
(18:38)لکنا هو الله ربی ولا أشرک بربی أحدا
(18:39)ولولا إذ دخلت جنتک قلت ما شاء الله لا قوة إلا بالله إن ترن أنا أقل منک مالا وولدا
(18:40)فعسى ربی أن یؤتین خیرا من جنتک ویرسل علیها حسبانا من السماء فتصبح صعیدا زلقا
(18:41)او یصبح ماؤها غورا فلن تستطیع له طلبا
(18:42)وأحیط بثمره فأصبح یقلب کفیه على ما أنفق فیها وهی خاویة على عروشها ویقول یلیتنی لم أشرک بربی أحدا
(18:43)ولم تکن له فئة ینصرونه من دون الله وما کان منتصرا
(18:44)هنالک الولیة لله الحق هو خیر ثوابا وخیر عقبا
(18:45)واضرب لهم مثل الحیوة الدنیا کماء أنزلنه من السماء فاختلط به نبات الأرض فأصبح هشیما تذروه الریح وکان الله على کل شیء مقتدرا
(18:46)المال والبنون زینة الحیوة الدنیا والبقیت الصلحت خیر عند ربک ثوابا وخیر أملا
(18:47)ویوم نسیر الجبال وترى الأرض بارزة وحشرنهم فلم نغادر منهم أحدا
(18:48)وعرضوا على ربک صفا لقد جئتمونا کما خلقنکم أول مرة بل زعمتم ألن نجعل لکم موعدا
(18:49)ووضع الکتب فترى المجرمین مشفقین مما فیه ویقولون یویلتنا مال هذا الکتب لا یغادر صغیرة ولا کبیرة إلا أحصیها ووجدوا ما عملوا حاضرا ولا یظلم ربک أحدا
(18:50)وإذ قلنا للملئکة اسجدوا لءادم فسجدوا إلا إبلیس کان من الجن ففسق عن أمر ربه أفتتخذونه وذریته أولیاء من دونی وهم لکم عدو بئس للظلمین بدلا
(18:51)ما أشهدتهم خلق السموت والأرض ولا خلق أنفسهم وما کنت متخذ المضلین عضدا
(18:52)ویوم یقول نادوا شرکاءی الذین زعمتم فدعوهم فلم یستجیبوا لهم وجعلنا بینهم موبقا
(18:53)ورءا المجرمون النار فظنوا أنهم مواقعوها ولم یجدوا عنها مصرفا
(18:54)ولقد صرفنا فی هذا القرءان للناس من کل مثل وکان الإنسن أکثر شیء جدلا
(18:55)وما منع الناس أن یؤمنوا إذ جاءهم الهدى ویستغفروا ربهم إلا أن تأتیهم سنة الأولین أو یأتیهم العذاب قبلا
(18:56)وما نرسل المرسلین إلا مبشرین ومنذرین ویجدل الذین کفروا بالبطل لیدحضوا به الحق واتخذوا ءایتی وما أنذروا هزوا
(18:57)ومن أظلم ممن ذکر بءایت ربه فأعرض عنها ونسی ما قدمت یداه إنا جعلنا على قلوبهم أکنة أن یفقهوه وفی ءاذانهم وقرا وإن تدعهم إلى الهدى فلن یهتدوا إذا أبدا
(18:58)وربک الغفور ذو الرحمة لو یؤاخذهم بما کسبوا لعجل لهم العذاب بل لهم موعد لن یجدوا من دونه موئلا
(18:59)وتلک القرى أهلکنهم لما ظلموا وجعلنا لمهلکهم موعدا
(18:60)وإذ قال موسى لفتیه لا أبرح حتى أبلغ مجمع البحرین أو أمضی حقبا
(18:61)فلما بلغا مجمع بینهما نسیا حوتهما فاتخذ سبیله فی البحر سربا
(18:62)فلما جاوزا قال لفتیه ءاتنا غداءنا لقد لقینا من سفرنا هذا نصبا
(18:63)قال أرءیت إذ أوینا إلى الصخرة فإنی نسیت الحوت وما أنسینیه إلا الشیطن أن أذکره واتخذ سبیله فی البحر عجبا
(18:64)قال ذلک ما کنا نبغ فارتدا على ءاثارهما قصصا

در این بخش از آیات سوره کهف که مجموعا 632 کلمه است خداوند به مسایل زیادی اشاره کرده است که بخش عمده آن اشاره دارد به قدرت نمایی های خداوند.
استفاده از اوصافی نذیر صفت مقتدر که خداوند در قرآن به ندرت از آن استفاده کرده است در این سوره خود نمایی میکند. جمله لا حول ولا قوة الا بالله در یکی از آیات این قسمت درخشش ویژه ای دارد.
همینطور چند بار در این قسمت از کلماتی با ریشه (هدی) استفاده شده است که اسم حضرت مهدی را نیز ازین ریشه ریخته اند.

اشاره به وعده الهی و قیام ساعت موعود مطالب دیگر این قسمت است.

درآیه 59 میخوانیم:
(18:59)وتلک القرى أهلکنهم لما ظلموا وجعلنا لمهلکهم موعدا
 واین سرزمین ها را ازمیان بردیم ازآنرو که ظلم میکردند و برای هلاکت شان زمانی را معین کردیم.
این آیه که میتواند اشاره به از بین بردن اسرائیل در تاریخ معین باشد آیه 59 این سوره است و نیک روشن است که 59 مساویست با نام مبارک مهدی.
در آیه63 میخوانیم:
 (18:63)قال أرءیت إذ أوینا إلى الصخرة فإنی نسیت الحوت وما أنسینیه إلا الشیطن أن أذکره واتخذ سبیله فی البحر عجبا
در این آیه کلمه صخره بکار رفته است که اولا اشاره به صخره ایست در اورشلیم که مسجدالاقصی بر روی آن بنا شده است و ثانیا نشانگر ارتباط این سوره با سوره اسراء است.


بررسی مجموعه آیات قسمت چهارم سوره کهف.

قسمت بعدی این سوره از آیه 65 شروع میشود و تا آخر آیه 82 خاتمه می یابد. این مجموعه 237 کلمه است و حاوی داستان حضرت خضر و موسی است.

(18:65)فوجدا عبدا من عبادنا ءاتینه رحمة من عندنا وعلمنه من لدنا علما
(18:66)قال له موسى هل أتبعک على أن تعلمن مما علمت رشدا
(18:67)قال إنک لن تستطیع معی صبرا
(18:68)وکیف تصبر على ما لم تحط به خبرا
(18:69)قال ستجدنی إن شاء الله صابرا ولا أعصی لک أمرا
(18:70)قال فإن اتبعتنی فلا تسءلنی عن شیء حتى أحدث لک منه ذکرا
(18:71)فانطلقا حتى إذا رکبا فی السفینة خرقها قال أخرقتها لتغرق أهلها لقد جئت شیءا إمرا
(18:72)قال ألم أقل إنک لن تستطیع معی صبرا
(18:73)قال لا تؤاخذنی بما نسیت ولا ترهقنی من أمری عسرا
(18:74)فانطلقا حتى إذا لقیا غلما فقتله قال أقتلت نفسا زکیة بغیر نفس لقد جئت شیءا نکرا
(18:75)قال ألم أقل لک إنک لن تستطیع معی صبرا
(18:76)قال إن سألتک عن شیء بعدها فلا تصحبنی قد بلغت من لدنی عذرا
(18:77)فانطلقا حتى إذا أتیا أهل قریة استطعما أهلها فأبوا أن یضیفوهما فوجدا فیها جدارا یرید أن ینقض فأقامه قال لو شئت لتخذت علیه أجرا
(18:78)قال هذا فراق بینی وبینک سأنبئک بتأویل ما لم تستطع علیه صبرا
(18:79)اما السفینة فکانت لمسکین یعملون فی البحر فأردت أن أعیبها وکان وراءهم ملک یأخذ کل سفینة غصبا
(18:80)وأما الغلم فکان أبواه مؤمنین فخشینا أن یرهقهما طغینا وکفرا
(18:81)فأردنا أن یبدلهما ربهما خیرا منه زکوة وأقرب رحما
(18:82)وأما الجدار فکان لغلمین یتیمین فی المدینة وکان تحته کنز لهما وکان أبوهما صلحا فأراد ربک أن یبلغا أشدهما ویستخرجا کنزهما رحمة من ربک وما فعلته عن أمری ذلک تأویل ما لم تسطع علیه صبرا

اهم مطالب این قسمت ازین قرار است:
موسی به یکی از بندگان خدا که از علم لدنی برخوردار است و نامش هم مشخص نشده است میرسد و میخواهد با او همراهی کند. او در آغاز ابا میکند و میگوید ترا طاقت این همراهی نیست. با اسرار موسی او حاضر میشود با یک شرط اورا به همراهی خود بپذیرد. و آن اینکه هرچه میبیند اعتراض نکند تا خود او دلیل آنرا بیان کند. آنگاه حضرت خضر دست به سه عمل سوال بر انگیز میکند که در ظاهر توجیهی ندارند و او در هر سه مورد بر می آشوبد. بالاخره حضرت خضر پس از توجیه هرسه عمل از موسی برای همیشه جدا میشود.

مهمترین نکات این مجموعه از آیات ازینقرار است:
1.امکان عمر بسیار طولانی انسان با قدرت لایزال الهی
2.بالا بودن مرتبه و مقام علمی و عملی بنده ای از بندگان خدا نسبت به پیامبری از پیامبران اولوالعزم الهی.
3.لزوم اطاعت بی چون وچرا از بندگان صالح خدا.

بررسی آیات قسمت آخر سوره کهف 

بخش آخر سوره کهف ازاول آیه 83 تا آخر سوره در آِیه 110 میباشد که مجموعا 323 کلمه است.
(18:83)ویسءلونک عن ذی القرنین قل سأتلوا علیکم منه ذکرا
(18:84)انا مکنا له فی الأرض وءاتینه من کل شیء سببا
(18:85)فأتبع سببا
(18:86)حتى إذا بلغ مغرب الشمس وجدها تغرب فی عین حمئة ووجد عندها قوما قلنا یذا القرنین إما أن تعذب وإما أن تتخذ فیهم حسنا
(18:87)قال أما من ظلم فسوف نعذبه ثم یرد إلى ربه فیعذبه عذابا نکرا
(18:88)وأما من ءامن وعمل صلحا فله جزاء الحسنى وسنقول له من أمرنا یسرا
(18:89)ثم أتبع سببا
(18:90)حتى إذا بلغ مطلع الشمس وجدها تطلع على قوم لم نجعل لهم من دونها سترا
(18:91)کذلک وقد أحطنا بما لدیه خبرا
(18:92)ثم أتبع سببا
(18:93)حتى إذا بلغ بین السدین وجد من دونهما قوما لا یکادون یفقهون قولا
(18:94)قالوا یذا القرنین إن یأجوج ومأجوج مفسدون فی الأرض فهل نجعل لک خرجا على أن تجعل بیننا وبینهم سدا
(18:95)قال ما مکنی فیه ربی خیر فأعینونی بقوة أجعل بینکم وبینهم ردما
(18:96)ءاتونی زبر الحدید حتى إذا ساوى بین الصدفین قال انفخوا حتى إذا جعله نارا قال ءاتونی أفرغ علیه قطرا
(18:97)فما اسطعوا أن یظهروه وما استطعوا له نقبا
(18:98)قال هذا رحمة من ربی فإذا جاء وعد ربی جعله دکاء وکان وعد ربی حقا
(18:99)وترکنا بعضهم یومئذ یموج فی بعض ونفخ فی الصور فجمعنهم جمعا
(18:100)وعرضنا جهنم یومئذ للکفرین عرضا
(18:101)الذین کانت أعینهم فی غطاء عن ذکری وکانوا لا یستطیعون سمعا
(18:102)افحسب الذین کفروا أن یتخذوا عبادی من دونی أولیاء إنا أعتدنا جهنم للکفرین نزلا
(18:103)قل هل ننبئکم بالأخسرین أعملا
(18:104)الذین ضل سعیهم فی الحیوة الدنیا وهم یحسبون أنهم یحسنون صنعا
(18:105)اولئک الذین کفروا بءایت ربهم ولقائه فحبطت أعملهم فلا نقیم لهم یوم القیمة وزنا
(18:106)ذلک جزاؤهم جهنم بما کفروا واتخذوا ءایتی ورسلی هزوا
(18:107)ان الذین ءامنوا وعملوا الصلحت کانت لهم جنت الفردوس نزلا
(18:108)خلدین فیها لا یبغون عنها حولا
(18:109)قل لو کان البحر مدادا لکلمت ربی لنفد البحر قبل أن تنفد کلمت ربی ولو جئنا بمثله مددا
(18:110)قل إنما أنا بشر مثلکم یوحى إلی أنما إلهکم إله وحد فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صلحا ولا یشرک بعبادة ربه أحدا
در این قسمت از سوره کهف خداوند به ذکر ذی القرنین میپردازد. و اینکه بر شرق و غرب زمین حکومت داشته است وآنکه اسباب این حکومت را خداوند فراهم کرده است . آنگاه به ذکر یأجوج و مأجوج پرداخته که در زمین فساد میکرده اند و ذی القرنین در میان آنان و مردم سد سدیدی ایجاد کرده است. آنگاه در آیه 97 به زمان فرارسیدن الهی اشاره میکند و بر حق بودن آن تأکید میورزد. سوره کهف با ذکر کلمات الهی و اهمیت عمل صالح وتحریم شرک پایان می یابد.

پس از این توضیح مختصر در مورد محتوای سوره کهف و قسمت بندی موضوعی آن وشناخت اعداد و ارقام آن برمیگردیم به اصل موضوع و کشف ارتباط سوره کهف با موضوع سوره اسرا و ذکر حضرت مهدی علیه السلام در آن .
 
محاسبه اول:
عدد 300 که 309 ستون این سوره و مهمترین عدد آن بشمار میرود. این عدد اگرچه در ظاهر تعداد کلمات قصه اصحاب کهف است اما در واقع حامل اسرار عجیب دیگریست.
در ظاهر گویای سالهای اقامت اصحاب کهف در غاراست و در باطن اشاره دارد به فاصله زمانی سال تولد حضرت پیغمبر در سال (569) تا سال تولد حضرت مهدی در سال 869.

869-569=300
پر واضح است که منظور 300 سال شمسی است که اگر آنرا به سال قمری تبدیل کنیم همان عدد 309 بدست میآید.
پس میتوان به نتیجه رسید که خداوند در قالب قصه اصحاب کهف از مردی سخن میگوید که فاصله تولد او تا تولد پیامبر به تعداد سالهای اقامت اصحاب کهف در غار است.

محاسبه دوم:
می دانیم که سال وفات حضرت پیغمبر 632 میلادی است. سال آغاز غیبت کبری نیز 941 میلادی است. فاصله میان وفات پیغمبر و غیبت کبرای حضرت مهدی علیه السلام نیز همان عدد است، یعنی 309.

941-631=309
از قرار معلوم خداوند به یک مورد بسنده نمیکند و برای معرفی بیشتر این مرد تأکید بیشتری می ورزد. نکته عجیب آن اینست که او از مردی سخن میگوید که نه تنها فاصله تولد او تا تولد پیغمبر 309 سال است که فاصله غیبت او تا سال وفات پیغمبر نیز 309 سال است. 

هم عدد 300 و هم عدد 309 هردو در قران ذکر شده است.
محاسبه سوم:
عدد 632 نمایانگرتعداد کلمات بخش سوم سوره کهف است از کلمه ثلاث در آیه 25 تا آخر آیه 64.
همانگونه که میدانیم این عدد نماینگر سال وفات پیغمبراکرم نیز هست.
نکته عجیب دیگرآنست که این عدد مساویست با نام مبارک امام زمان. (م ح م د الحسن العسکری)

 ی ر ک س ع ل ا ن س ح ل ا د م ح م
632 10 200 20 60 70 30 1 50 60 8 30 1 4 40 8 40

بنابراین سومین حلقه ارتباطی میان سوره کهف و حضرت مهدی علیه السلام کشف شد.

 

محاسبه چهارم:
میدانیم که آغاز غیبت کبری در سال 941 میلادی بوده است. حال ببینیم آیا در قرآن به این سال که رابطه مستقیم با حضرت مهدی دارد اشاره ای شده است یا خیر.
اگر اعداد بخش دوم (309) و بخش سوم (632) کهف را باهم جمع کنیم با کمال تعجب خواهیم دید که عدد 941 ظاهر خواهد شد که همان سال مورد نظر است.
بدین ترتیب میبینیم که خداوند از جهات مختلف شخصیت و خصوصیت های حضرت مهدی را در قالب سوره کهف بیان میکند.

محاسبه پنجم:
میدانیم که پیغمبر در سال 632 میلادی رحلت فرمودند و حضرت مهدی در سال 869 میلادی بدنیا آمدند.
فاصله تولد حضرت مهدی تا وفات پیغمبر نیز 237 سال است. و نکته بهت آور اینست که این عدد نیز در سوره کهف بکار رفته است. تعداد کلمات قسمت چهارم سوره کهف که در مورد داستان خضر و موسی است مساویست با 237.

869-632=237

بعبارت دیگر جمع تعداد کلمات بخش سوم (632) و چهارم(237) سوره کهف مساویست با سال تولد حضرت مهدی (869)

محاسبه ششم:
اگر تعداد کلمات بخش دوم(309) و بخش پنجم (323) را باهم جمع کنیم باز هم با کمال تعجب به عدد (632) میرسیم که هم تعداد کلمات بخش سوم سوره کهف است وهم سال وفات پیغمبر و هم ارزش عددی نام مبارک حضرت مهدی علیه السلام.

309+323=632

محاسبه هفتم:
حضرت مهدی علیه السلام در 869 بدنیا آمدند و در سال 941 غیبت کبری آغاز شده است. بنابراین آنحضرت در سن 72 سالگی غیبت فرمودند. 
بر اساس اکثر روایات آنحضرت پس از ظهور 7 سال حکومت خواهند کرد وآنگاه رحلت خواهند فرمود. بنا براین عمر طبیعی آنحضرت را بدون احتساب دوران غیر طبیعی غیبت باید 79 سال دانست.
عجیب آنست که تعداد کلمات قسمت اول سوره کهف نیز 79 میباشد.

محاسبه هشتم:
اگر عدد آیات قسمت اول سوره کهف (8) را در عدد کلمات (79) آن ضرب کنیم دوباره به عدد 632 میرسیم که ارزش عددی نام حضرت مهدی است.

8*79=632

محاسبه نهم:
ترتیب سوره کهف 18 است و تعداد آیات آن 110 میباشد. تعداد آیات ضرب در ترتیب سوره 1980 میباشد.
18*110=1980
بین رفع حضرت عیسی علیه السلام و ولادت پیغمبر اکرم (ص) 536 سال فاصله است.
بین وفات پیغمبر اکرم (ص) و تولد حضرت مهدی (ع) 237 سال فاصله است.
1980+536+237= 2753
ارزش عددی فواتح سور 3385 میباشد.
اگر عدد 2753 را از ارزش عددی حروف مقطعه (فواتح سور) کم کنیم عدد 632 ظاهر میشود که اشاره است به ارزش عددی نام حضرت مهدی و هم سال وفات پیغمبر.
 
3385-2753=632

محاسبه دهم:

اگر 1980 فوق را که در محاسبات فوق بدست آمد با عدد سالهای بین رفع حضرت مسیح و تولد حضرت پیغمبر(536) جمع کنیم عدد 2516 بدست می آید.
حال اگر این عدد را از ارزش عددی حروف مقطعه (3385) کم کنیم سال تولد حضرت مهدی بدست می آید. 
1980+536=2516
3385-2516=869
بنابراین به این نتیجه میرسیم که بیش از دوقرن قبل از تولد حضرت مهدی سال تولد او در محاسبات قرآنی منظور شده است. بطوریکه اگر این فرمول محاسباتی قبل از تولد آنحضرت کشف شده بود حتی افراد عادی نیز میتوانستند زمان تولد آنحضرت را بدانند. که اولا نشانگر معجزه بودن قرآن است. و ثانیا نشانگر ارتباط بین سوره کهف وحضرت مهدی و بالنتیجه ارتباط بین سوره کهف و سوره اسراء است.

محاسبه یازدهم:
همانطورکه در بحث مربوط به زوال اسرائیل گفته آمد، اگر از اول سوره بقره محاسبه کنیم ، تا اول سوره اسراء مجموعا 2022 آیه بود که رابطه مستقیمی با محتوای سوره اسراء داشت که در مورد آن توضیح داده شد.
تعدادآیات قرآن از اول بقره تا اول سوره کهف 2133 آیه میباشد که بنا برهمین استدلال باید رابطه مستقیمی با محتوای این سوره داشته باشد.
ازینرو به محاسبه بعضی از ارقام مربوط به سوره کهف میپردازیم.
در کمال شکفتی متوجه می شویم که از جمع بین سال رحلت پیغمبر (632) و ارزش عددی نام حضرت مهدی (632) و سال تولد آنحضرت (869) عدد 2133 ظاهر میشود.

632 سال رحلت رسول اکرم
632 نام حضرت مهدی
869 سال تولد حضرت مهدی
632+632+869=2133

محاسبه دوازدهم:
در محاسبه دیگر متوجه میشویم که از زاویه دیگر نیز به همین عدد 2133 میرسیم.
تعداد کل کلمات سوره کهف (1580) منهای قسمت اول آن (79) (1501) کلمه میباشند.
1580-79=1501
اگر این تعداد کلمات را با عدد 632 که با نام حضرت مهدی علیه السلام مساویست جمع کنیم دوباره به عدد 2133 میرسیم.
2133=1501+632

محاسبه سیزدهم:
همانگونه که میبینید بنا به دلایلی که تنها خداوند از آن آگاه است در محاسبه فوق تعداد کلمات آیات قسمت اول (79) در محاسبه فوق در نظر گرفته نشده است. 
همینطور دردومحاسبه بازهم بدلایلی 7 آیه سوره حمد استثنا شده است است. یعنی 2133 مجموعه آیات سوره بقره تا اول سوره کهف است وحمد را شامل نمیشود. حال اگر حمد را شامل کنیم مجموع آیات میشود 2140.
این عدد نیز در محاسبات الهی در نظر گرفته شده است. به این ترتیب که تعداد کل کلمات سوره کهف (1580) منهای تعداد کلمات آیات مربوط به اصحاب کهف (309) میشود (1271) کلمه .
حال اگر این عدد را با سال تولد حضرت مهدی (869) جمع کنیم به عدد 2140 میرسیم.
1580-309=1271
1271+869=2140

محاسبه چهاردهم:
عدد عجیب 79 که تعداد آیات قسمت اول سوره کهف است یکی از اعدادیست که نقش محوری و کلیدی در سوره کهف دارد.
79*3= 237 تعداد آیات قسمت چهارم سوره کهف.
79*8=632 تعداد آیات قسمت سوم و سال وفات پیغمبر و ارزش عددی نام حضرت مهدی.
79* 11=869 سال تولد حضرت مهدی
79* 20=1580 تعداد کل کلمات سوره کهف
79*27=2133
میبینیم که هرکدام از اعداد ظاهر شده از هر پنج قسمت سوره کهف بطور دقیق و بدون باقیمانده بر عدد 79 قابل قسمت اند. 

محاسبه پانزدهم:
جمله (ثلث مائة سنین وازدادوا تسعا) از آیه 25 سوره کهف از نظر ارزش عددی میشود 1808.
عجیب آنست که تلفظ عربی عدد 1443 نیز (الف و اربعمائة و ثلث و اربعون) نیز همین مقدار است. 1808.

 


22 ا ع س ت ا و د ا د ز ا و ن ی ن س ة ا م ث ل ث
1808 1 70 60 400 1 6 4 1 4 7 1 6 50 10 50 60 400 1 40 500 30 500
22 ن و ع ب ر ا و ث ل ث و ة ا م ع ب ر ا و ف ل ا
1808 50 6 70 2 200 1 6 500 30 500 6 400 1 40 70 2 200 1 6 80 30 1

نکته دیگر در جدول فوق آنست که تعداد حروف هر دو جمله فوق 22 است که خود اشاره مستقیم است به سال 2022.

محاسبه شانزدهم:
میدانیم که سال 1443 مساویست با سال 2022
اگر ارزش عددی عبارت (ثلث مائة سنین وازدادوا تسعا) را (1808) با خود عدد (309) جمع کنیم عدد 2117 بدست میآید. عجیب آنست که این چیزی نیست جز همان عدد 2022 بعلاوه عدد 95 که ارزش عددی کلمه میلادی است. این بدان معناست که خداوند نه تنها سال مورد نظر را مشخص کرده است که حتی نوع سال را نیز مشخص کرده است و بر میلادی بودن آن تأکید کرده است.
 ی د ا ل ی م
95 10 4 1 30 10 40

1808+309=2177
2022+95=2177
بنا بر دو محاسبه فوق روشن شد که عبارت (ثلث مائة سنین وازدادوا تسعا) هم سال 1443 را بیان میکند و هم سال 2022 میلادی را.

محاسبه هیفدهم:
عدد حروف قصه اصحاب کهف در سوره کهف 1401 عدد است.
یعنی از آیه 9 تا 26 سوره کهف که مربوط به داستان اصحاب کهف میباشد مجموعا 1401 حرف است که این عدد نیز به صورت اعجاب بر انگیزی اشاره دارد به سال هجری شمسی مصادف با سال 2022.
نکته عجیب دیگر اینست که ازین عدد در سوره اسراء خبری نیست و تنها در سوره کهف بدان اشاره میشود. دلیل آن اینست که این عدد تنها برای کسانی مفهوم است که در ایران زندگی میکند یا با تقویم فارسی آشناهستند.
آز آنجا که خداوند برا ین موضوع اشراف و آگاهی داشته است که پیروان حضرت مهدی علیه السلام عموما و اکثرا در ایران زندگی میکنند و اینان تنها کسانی هستند که از تقویم فارسی هجری شمسی استفاده میکنند، بصورت اسرار آمیز و معنا داری نه در سوره اسرا که مربوط به بنی اسرائیل است بلکه در سوره کهف که مربوط به حضرت مهدی علیه السلام است، به سال 1401 اشاره میکند، که در واقع همان سال 2022 میلادی است. وازآنجاکه مردم ایران بدنبال گمشده خویش در سوره کهف میگردند نه در سوره اسراء خداوند به سال ظهور جهت اطلاع ایرانیان در این سوره اشاره کرده است.

محاسبه هیجدهم:
دانسته آمد که عدد حروف قصه اصحاب کهف در سوره کهف 1401 عدد است.
ارزش عددی اسم این سوره نیز (سوره الکهف) 407 میشود.
 ف ه ک ل ا ه ر و س
407 80 5 20 30 1 5 200 6 60
اگرعدد 1401 را به 407 اضا فه کنیم دوباره به همان عدد 1808 میرسیم.
یعنی حروف قصه کهف بعلاوه ارزش عددی نام سوره (سوره الکهف) مساویست با ارزش عددی جمله (ثلث مائة سنین وازدادوا تسعا) که آنهم به نوبه خود مساویست با 1443 و 2022.

1401+407=1808

محاسبه نوزدهم:
سوره اسراء که در آن خبر از زوال اسرائیل در سال 2022 آمده است در سال 621 میلادی نازل شده است. 
بنابراین فاصله بین نزول خبر و وقوع آن نیز همان 1401 سال است. قبلا نیز ثابت کردیم که این سال مصادف است با همان سال 2022.
2022-621=1401=2022

محاسبه بیستم:
سال 1401 نه تنها از نظر تقویمی مصادف با سال 2022 میباشد که به صورت عجیبی حتی از نظر ارزش عددی نیز مساوی با آن است.
 ن و ر ش ع و ن ن ث ا و ن ا ف ل ا
1401 50 6 200 300 70 6 50 50 500 1 6 50 1 80 30 1


محاسبه بیست ویکم:
عدد 1808 نه تنها از جهات متعدد فوق با سال 1443 قمری مساویست بلکه از نظر عددی نیز اگر عدد 1443 را از 1808 کم کنیم عدد 365 باقی میماند که بدون شک اشاره به روزهای یک سال است.
این بدان معناست که هر کجا ما به عدد 1808 میرسیم منظور در حقیقت همان عدد 1443 است با تفاوت یک سال کم و زیاد.

محاسبه بیست و دوم:
قصه کهف در این سوره در آیه 26 خاتمه می یابد. از قضا آیه 26 آیه 2166 قرآن است. از آنجا که تعداد آیات از آغاز قرآن تا اول سوره اسرا 2022 عدد بود و به سال 2022 میلادی اشاره داشت، میتوان حدث زد که باید عدد 2166 نیز از اعداد گویا باشد. با این گمان به بررسی این عدد میپردازیم.

اگر عدد 2166 را بر عدد 19 تقسیم کنیم به عدد عجیب 114 میرسیم که تعداد سوره های قرآن است. و این بر شگفتی این عدد می افزاید و نشان میدهد که این عدد دارای اهمیت ویژه ایست.
اما اگر از عدد 2166 عدد 2022 را کم کنیم متوجه میشویم که عدد 144 باقی میماند. و عدد 144 چیزی نیست جز ترجمه عددی کلمه (للمیلد) یا همان کلمه میلادی. بنا براین به این نتیجه میرسم که عدد 2166 نیز در حقیقت همان عدد 2022 است بعلاوه کلمه للمیلد که معرف آنست. 

2166-2022=144(للمیلد)

از آنجا که برای فهماندن میلادی بودن سال در زبان عربی گاهی از کلمه (میلادی) و گاهی از کلمه (للمیلد) استفاده میشود خداوند نیز از معادل عددی هر دو اصطلاح برای مشخص کردن سال 2022 استفاده کرده است.
در یکجا از عدد گویای 2117 استفاده میکند که همان عدد 2022 بعلاوه کلمه میلادی است که عدد آن 95 میشود و در جای دیگر از عدد گویای 2166 استفاده میکند که همان 2022 است به علاوه کلمه للمیلد که عدد آن 144 میشود.

محاسبه بیست و سوم:
آیه 19 سوره کهف خود به تنهایی دارای اسراریست.
یکی از اسرار آن وقوع کلمه والیتلطف در این آیه است که ذکر آن رفت.
سردیگر آن اینست که در این آیه سه کلمه از ریشه (لبث) استفاده شده است. 

 (18:19)وکذلک بعثنهم لیتساءلوا بینهم قال قائل منهم کم لبثتم قالوا لبثنا یوما أو بعض یوم قالوا ربکم أعلم بما لبثتم فابعثوا أحدکم بورقکم هذه إلى المدینة فلینظر أیها أزکى طعاما فلیأتکم برزق منه ولیتلطف ولا یشعرن بکم أحدا.

اگر ارزش عدی این سه کلمه (لبثتم، لبثنا ، لبثتم) را محاسبه کنیم به عدد 2527 میرسیم.
لبثتم م ت ث ب ل
932 40 400 500 2 30
لبثنا 1 ن ث ب ل
583 1 50 500 2 30
لبثتم م ت ث ب ل
972 40 400 500 2 30
2527  

حال باید دید این عدد به چه چیزی اشاره میکند.
گفتیم که آیه 26 سوره کهف که آخرین آیه قصه اصحاب کهف است، آیه 2166 قرآن است.
حال اگر اگر از عدد 2527 عدد 2166 را کم کنیم عدد 361 میماند که مساویست با عبارت (المسجد الاقصی).

 ا ص ق ا ل ا د ج س م ل ا
361 1 90 100 1 30 1 4 3 60 40 30 1

2527-2166=361
2166-144=2022
 
محاسبه بیست و چهارم:
از سوی دیگر میبینیم که عدد 2166 چیزی نیست جز حاصل ضرب (114) که تعداد سوره های قرآن است در (19) که رمز اصلی قرآن.

2166=114*19

محاسبه بیست و پنجم:

از سویی دیگر میبینیم که عدد (361) نیز که ارزش عددی (المسجد الاقصا) است چیزی نیست جز حاصل ضرب عدد 19 در خودش.

361=19*19

میبینید که خداوند در آیه نوزدهم سوره کهف عددی (2527) را بیان میکند که بصورت بسیار اسرار آمیزی به رهایی مسجد الاقصا درسال 2022 میلادی اشاره میکند.

محاسبه بیست و ششم:
تا کنون در محاسبات فوق تقویم هجری قمری وشمسی و میلادی مورد پوشش قرار گرفت و اشاره خداوند به این سالها اثبات شد. در این مجال به سال 5782 عبری میپردازیم که مورد استفاده یهودیان جهان است.
سال 5782 عبری شمسی مساویست با سال 5959 عبری قمری. که هر دو در محاسبات نجومی یهودیان استفاده میشود.
حال اگر متوسط این دو عدد را بدست بیاوریم به عدد 5871 میرسیم. و این عدد چیزی نیست جز محصول ضرب عدد 309 در 19.
یعنی اگر عدد مرکزی سوره کهف یعنی 309را در عدد مرکزی قرآن یعنی 19 ضرب کنیم به عدد مرکزی 5871 میرسیم که عدد متوسط سالهای شمسی و قمری عبری است.
5782+5959=11781
11781÷2=5870.5
 که عدد پنج صدم در اینجا بدین معناست که شش ماه باید به سال 5870 افزود. اگر اینکار را بکنیم در حقیقت ما ما به نیمه سال 5871 اشاره کرده ایم. که همان حد متوسط بین سال های شمسی و قمری عبری مصادف با سال 2022 میلادی است. 
309×19=5871
در قسمت نخست این تحقیق هنگام بررسی سوره مبترکه اسراء نیز اشاره شد که از جمع ذیل آیه 104 سوره اسراء (وبالحق انزلناه و بالحق نزل) نیز به سال 5871 عبری میرسیم. (محاسبه پنجم سوره اسراء)
 
محاسبه بیست وهفتم:
گفتیم که سوره کهف از نظر موضوعی بصورت طبیعی به 5 قسمت تقسیم میشود به تعداد 5 تن آل عبا.
حاوی خبر غیبی پیروزی نهائی مومنان 79 کلمه ازآیه 1تا 9
حاوی داستان اصحاب کهف 309 کلمه ازآیه 9 تا کلمه ثلاث در آیه 65
حاوی مطالب متفرقه 632 کلمه از کلمه ثلاث تا آیه 65
حاوی داستان حضرت خضر و موسی 237 کلمه از آیه 65 تا 82
حاوی داستان ذوالقرنین 323 کلمه از آیه 82 تا 110
 1580 مجموع کلمات

مجموع کلمات سوره کهف 1580 کلمه است که در این نیز سری نهفته است به این ترتیب که از تخلیص آن عدد 14 ظاهر میشود.

79 + 309 + 632 + 237 + 323 = 1580 
0 + 8 + 5 + 1 = 14 مطابق با 14 معصوم

تعداد کلمات بدست آمده از این چند قسمت نیز حاوی سری از اسرار است وآن اینکه از جمع آنان عدد شگفت انگیز 59 ظاهر میشود به تعداد نام مبارک مهدی

3+2+3+2+3+7+6+3+2+3+0+9+7+9= 59 مطابق با اسم مهدی.

ازاسم مبارک حضرت (مهدی) نیز بعد از تخلیص عدد 14 ظاهر میشود.
5+9=14

خاتمه
در پایان محاسبات فوق باید به این نکته اشاره کنم که شگفتی های سوره کهف منحصر در موار فوق نیست.
تحقیقاتی که دانشمند گرامی آقای ماجد المهدی در زمینه اعداد گویای سوره کهف کرده اند نشانگر آنست که حتی فاصله شهر های مربوط به زمان ظهور حضرت مهدی نیز در سوره کهف اشاره شده است.
اگر اعداد ذکر شده توسط ایشان درست باشد میتوان گفت که سوره کهف از معجزات خیره کننده خداوند است. ارزش عددی مکه که نقطه آغاز ظهور است تاشهر کوفه در عراق که عاصمه آنحضرت خواهد بود و بالاخره قدس که توسط آنحضرت آزاد خواهد شد همه وهمه هم از نظر ارزش عددی و هم از نظر فاصله با یکدیگر در این سوره به تفصیل بیان شده است. تفصیل در این زمینه را به زمان دیگری واگذار میکنم که فرصت تحقیق بیشتر ی داشته باشم

سخن آخر آنکه ازتمام محاسبات فوق به این نتیجه میرسیم که:

احتمال اول:
خداوند به اینهمه نظم پدید آمده در سوره کهف که ازآن میتوان دنیایی از مطالب را استخراج کرد و درآن صدها اسرار نهفته است آگاه نبوده است و اینهمه نظم ریاضی وتناظر های عددی محیر العقول، بی معناست و اینهمه تناسب وارتباط شبکه ای تعداد آیات با حروف و کلمات در کل قرآن و بخصوص در این دو سوره بر اساس تصادف محض وبدون اراده الهی بوده است.
اگر این احتمال را قایل شویم آنگاه به خداوند نسبت جهل داده ایم که اصلا چنین خبطی محتمل نیست.

احتمال دوم
احتمال دیگر اینست که بگوئیم خداوند براین همه نظم و ترتیب آگاه بوده اند اما منظور خاصی نداشته اند. دراین صورت فعل خداوند حکیم را عبث پنداشته ایم که نعوذ بالله از ساحت پروردگار بری است.

احتمال سوم
 آنکه بگوئیم این همه نظم و ترتیب معنا دار در این سوره با علم خداوند و با اشراف او و برای فهماندن مطالب مهمتر وظریفتری مطرح شده است. خداوند علیم و حکیم از انجام هر کار بیهوده ای بری است. خداوند هر حرفی را در قرآن بدلیلی بکار برده و هر حرفی در جایگاهی نشسته است که باید باشد. هم حروف و هم اعداد در قرآن بصورت بسیار حکیمانه و حسابشده ای بکار رفته است. نه حرفی در قرآن کریم اضافه است و نه حرفی از آنچه باید باشد کم است. هم در ترتیب چیدمان سوره ها و آیات حکمتی است و هم در تعداد حروف و کلمات آن. 
او هم با زبان حروف حرف میزند و هم با زبان ریاضی و اعداد. 

احتمال سوم تنها احتمال قابل قبولی است. بنابراین ناچاریم اعتراف کنیم که کاربرد گسترده این همه اعداددر قرآن گویای مطالب و اسراریست که اگرچه ما ممکن است در تطبیق انها اشتباه کرده باشیم اما بدون شک در کشف آن اشتباهی صورت نگرفته است.

یعنی بروز اعدادی از قبیل 2022 یا 1401 یا 1443 یا 5782 اگر اشاره به سال زوال اسرائیل توسط حضرت مهدی نباشد حتما اشاره به حوادثی در آن سال و تحولاتی در آن برهه از زمان با دخالت مستقیم حضرت مهدی علیه السلام دارد. 

در پایان آرزو میکنم پیش بینی های قرآن کریم تحقق یابد و زخم کهنه سرزمین فلسطین التیام پیدا کند، قدس به دامان اسلام بازگردد، و ظلم آشکار صهیونیسم بین الملل در موعد مقرر نابود شود وبالاخره چشمان مان به جمال نورانی مولای مان حضرت مهدی علیه آلاف التهیة و الثناء روشن گردد.

اللهم ارنا الطلعة الرشیده و القرة الحمیده واجعلنا من اعوانه و انصاره والمستشهدین بین یدیه.
سید عبدالله حسینی
ژوهانسبورگ

با سلام.اشنیده ایم که خود آقا امام زمان گفته اند وقت تعیین نکنیم اما این مطالب کاملا علمی هست و 100% سال 2022 سالی عجیب برای جهانیان خواهد بود.شاید آقا ظهور نکنند در این سال ولی مطمءن باشید اتفاقات عجیبی خواهد افتاد که به ظهور آقا امام زمان عج بی ارتباط نیست

ای روح دعا سلام مهدی


ای روح دعا سلام مهدی

هزار و اندی  بهار وخزان گذشت ونیامدی.سالهاست نگاهم پشت پنجره ای که متعلق به فرداست قاب گردیده وگرد وغبار هجران برآن سایه افکنده.

عمری است که برای آمدنت بی قرارم. یابن الزهرا.ببین از فراقت سخت بارانیم. ببین ثانیه ها چگونه از هجر تو بغض کرده وبه هق هق افتاده اند.

آقا جان!حیف نیست ماه شب چهادره پشت ابرهای تیره وپاره پاره پنهان بماند.حیف نیست دیده را شوق وصا ل باشد ولی فروغ دیده نباشد.

بیا وقرار دل بیقرارم شو. بیا وصداقت آینه را به زلال آبی نگاهت پیوند بزن. بیا تا سر به دامانت بگذارم وعقده های چندین ساله ام را باز کنم. تو که معنای سبز لحظه هایی بیا تو که ترنم الطاف حق تعالی بیا.

بیا که از هجرت چون اسپندی بر آتشم. یوسف فاطمه!کی طنین دلنواز انا بقیه ا... تو از کعبه مقصود جانها را معطر می نماید. کی کعبه به خود می بالد وزمین بر قامت دلربایت طواف عشق می گزارد وجان در سعی وصفای نگاه تو محرم می شود ومناسک حج وقربان را بجای می آورد. برای آمدنت تمام دلهای عشاق دنیا را به ضریح چشمهای قشنگ وعباس گونه ات گره زده ایم ودر مراسم اعتکاف شبهای فراق برای گرفتن حاجتمان دست به دعا برداشته ایم. آقا جان برای آن لحظه که سبز پوش با پرچم یالثارات الحسین در انتهای افق غباری بپا می شود وتو با ذوالفقار حیدر وسوار بر اسب سفید قصه ها می آیی لحظه ها را بدست باد می سپارم.

بگذار صادقانه بگویم که کهانسالترین آرزوی دلم آرزوی وصال توست!آرزویی که برای بدست آوردنش تمام کلافهای عمرم را به بازار معشوق فروشان برده ام وخودم را در جرگه خریداران یوسف زهرا(س) قرار داده ام.

نازنینم!تو زیبا ترین دلیل برای شبهای قدر وشب زنده داریهای منی تو ضیاعین ودلیل امن یجیب منی .

آقا جان! می خواهم برایت قصه بگویم . قصه سیب وگندم ومردی که سالهاست در میان مردمک چشمم ایستاده.قصه خوشه خوشه انتظار وچشمانی که درو میکنند.قصه باران وسطرهایی که دلواپس پونه هاست،قصه اسب وخیال آمدن تو در باران،قصه هایی که مشق هر شب من است.

کاش می شد واژه ها را شست وانتظارراتفسیر کرد ولی افسوس...

میدانی مرز انتظار کجاست!؟آنجا که قطره اشک منتظری سدی از دلواپسی ساخته وقطره قطره انتظار را ذخیره می کند،آنجا که وجودش چون جرعه ای آب از تشنه ای رفع عطش می کند آنگاه که می فرماید اگر شیعیان ما مرا به اندازه قطره ای آب بخواهند هر لحظه ظهور من نزدیکتر می شد.

حس می کنم نزدیکی آنقدر نزدیک که با آمدن یک نسیم تو را احساس کرد وبویید.

خوب می دانم که آخر دل سنگ وطلسم نحس قصه را می شکنی وآنگاه زمان وصل وجان نثاری می رسد.

پس بیا از پس کوچه های انتظار ،بیا که شعرهایم بی قافیه مانده اند،بیا که با آمدنت گم میشود در تبسم تو بغض چندین ساله ام،بیا که غزلهایم مضمون ندارند ومثنوی عشق نا تمام است0

محبوبم!هر روز که میگذردبیشتر از قبل دلم برایت تنگ می شود. عشق تو سراسر وجودم را فرا گرفته و اگر دلم را بشکافی بر لوح آن نام تو حک گردیده واکنون ای بهار عشق!می ترسم از خزان عمر,ترسم از ندیدن است بگو که تا خزان من آیا فرصت بهار دیدن است؟

یابن الزهرا!"لیت شعری أین استقرت بک النوی". کاش میدانستم که کجا وکی دلها به ظهور تو آرام خواهند گرفت.

بنفسی أنت!

به جانم سوگند که تا طلوع صبح صادق به انتظارت خواهم ماند ولحظه ها را با تمام سنگینی به دوش می کشم وسکوت ثانیه ها را به ازای فریاد زمان تحمل می کنم فقط برای رسیدن به لحظه با شکوه وصا لت .

آقا جان!

دروادی انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون شمع ذره ذره آب می گردد0 کی می آیی که قطره ها به دریا بپیوندند؟خیبر گشای فاطمه(س) کی می آیی؟

کی می آیی که کران تا بیکران دلم را برایت چراغانی کنم وچشمانم را فرش قدومت نمایم؟

بیا که بهار بی صبرانه مشتاق آمدن توست وقلبم جویبار اشکهایی که هرروز وشب برای فراق تو ریخته می شوند.

یاس سفیدم!بیا که با ظهورت آیه"والنهار اذا تجلی" تأویل گردد0 بیا که چشمه سار وجودم سخت خشکیده وفریاد العطش برآورده،بیا تا از نرگس چشمانت عطری برای سجاده ام بگیرم0بیا ومرا زائر شهر قاصدکها کن،بیا...

دلم برای ورود هر عشقی غیر از عشق تو بن بست است ودیده ام جز برای فراق تو نمی بارد. بیا که هجر توآیه"ان عذابی لشدید" را تفسیر می نماید. آقا جان!بحق کوچه وچادر خاکی بیا، بیا ورأس سبز شاپرکهایی باش که در جستجوی قبر یاس سرگردان کوچه های هاشمیند.

ای پیدا ترین پنهان من!

تا تو بیایی مروارید چشمانم رابرای سلامتیت صدقه می دهم وبرای آمدنت روزه سکوت می گیرم وبا جام وصال تو افطار می نمایم. نذر کرده ام که بیایی تا جان شیرین را فرش قدمها یت نمایم. پس بیا که نذر خود را ادا کنم.

ای آفتاب عمر!

تا تو بیایی انتظار را قاب میکنم وبر لوح دلم می کوبم. فریاد را حبس می کنم وبه سکوت اجازه حضور می دهم. در نبود تو جام تلخ فراق را سر می کشم وسر به دوش هجران می نهم وبرای آمدنت دعا می کنم. به امید آنروز هزار وصد وهفتادمین شمع را روشن می کنیم ومنتظرت می مانیم.

به خدای کعبه می سپارمت وسبد سبد نرگس ویاس چشم براهی میکنم.

کاش می شد که خدا

اجازه ظهورت می داد

کاش می شد

که در این دیار غربت

ومیان موج غمها

به سکوت سرد وسنگین

رخصت خاتمه می داد

کاش می شد

جمعه ما

شاهد ابروی زیبای تو می شد

دیده نا قابل ما

فرش کیسوی تو می شد

کاش می شد

انتظار منتظر بپایان رسد

وهوا میزبان یاسها و

نسترنها

خاک پای مهدی زهرا شود

کاش می شد

تو هم از انتظار خسته شوی و

برای فرج دعا کنی

کاش می شد...

ای جنس اورژینال خدا دنیا جمعه بازار شد بیا...


ذائقه هامان،

ازاین غوغای بدلیجات رنگارنگ و پرفریب کور شد

دل هامان،

در این قحطی واژه و معنا، از دست رفت

چشم هامان،

ازاین همه لنز قلابی و نابرابر اصل تیرگی گرفت

ای جنس اورژینال خدا

دنیا جمعه بازار شد

بیا...

برج مراقبت فرودگاه مولا؟

تو را غایب نامیده اند، چون «ظاهر» نیستی، نه اینکه «حاضر» نباشی.
    «غیبت» به معنای «حاضرنبودن»، تهمت ناروائی است که به تو زده اند و آنان که بر این پندارند، فرق میان «ظهور» و «حضور» را نمی دانند، آمدنت که در انتظار آنیم به معنای «ظهور» است، نه «حضور» و دلشدگانت که هر صبح و شام تو را می خوانند، ظهورت را از خدا می طلبند نه حضورت را. وقتی ظاهر می شوی، همه انگشت حیرت به دندان می گزند با تعجب می گویند که تو را پیش از این هم دیده اند. و راست می گویند، چرا که تو در میان مائی، زیرا امام مائی. جمعه که از راه می رسد، صاحبدلان «دل» از دست می دهند و قرار از کف می نهند و قافله دل های بی قرار روی به قبله می کنند و آمدنت را به انتظار می نشینند...
    و اینک ای قبله هر قافله و ای «شبروان را مشعله»، در آستانه آدینه ای دیگر با دلدادگان دیگری از خیل منتظرانت سرود انتظار را زمزمه می کنیم.
    
    باند شماره 12
    برج مراقبت فرودگاه مولا؟ ... خلبان پرواز شماره ... صحبت می کند. حاملان مسافران جمعه هستیم... داریم برای نشستن روی باند، گناه کم می کنیم... باند شماره 12 آماده است؟ ... چراغ های سبز باند ظهور رو روشن می کنید؟ یا هنوز اجازه فرود نمی دید و باز هم باید دورتون بگردیم؟!
    ¤¤¤
    گره آدینه
    آدینه را گره زده با انتظارها
    آن یار، آن قرار دل بی قرارها
    ¤¤¤
    ای کاش!
    ای کاش که همنشین گلها باشیم
    از نسل بزرگت موج و دریا باشیم
    ای کاش که در رکاب آقا، یک تن
    از سیصد و سیزده نفر، ما باشیم
    ¤¤¤
    چشم هایم
    گفته بودم گر بیایی، مقدمت را گل فشانم
    گل چه قابل مهربانم! چشم هایم فرش راهت
    ¤¤¤
    برمی گردد
    ما معتقدیم عشق سر خواهد زد
    بر پشت ستم کسی تبر خواهد زد
    سوگند به هر چهارده آیه نور
    سوگند به زخم های سرشار غرور
    آخر، شب سرد ما سحر می گردد
    مهدی به میان شیعه برمی گردد
    ¤¤¤
    پیرترین جوان
    ارباب زمین، امیر مریخ بیا
    تا نخل ستم برکنی از بیخ بیا
    از قول همه منتظران می گویم
    ای پیرترین جوان تاریخ بیا
    ¤¤¤
    کعبه چشم انتظاران
    برکه خشک عدالت پر شد از آوای رود
    کهکشان بی نشان، دامن کشان آمد فرود
    رعشه آمد بر زمین، از باورش لرزید اشک
    کعبه چشم انتظاران رنگ ظلمت را زدود
    از شکوه مطلع الفجر، اعتبار شب شکست
    شد خجل از وصف او اندیشه شعر و سرود
    گشت جاری عطر ایمان بر لب پاک بهار
    منجی عالم امید سبز احمد را ستود
    ناله شب زنده داران شد فغان از غیبتش
    از سکوت ساقی خم خانه، عصیان کرد عود

بوی عطر نرگس می پیچد...


باز بوی عطر نرگس بر فضای صبح طنین افکنده و بلبلکان با صدای دل انگیز خویش همه را مبهوت خویش ساختند .گلی با ناز نازنین تر شده و صورتش را با شبنم نقاشی کرده و سرخی عشق را با خنده مهرگونه اش تحویل همه می دهد؛ حوریان با جامه های روشن و براق بر محمد و آل محمد صلوات می فرستند و آسمان پهنایش را آرایش به ابرهای آبی و سفید داده است و قناری کنج قفس تنهاییش را از یاد برده و آن قدر پایکوبی و بی قراری می کند که گوش باد را مرتعش ساخت . با زوان نسیم به قاصدکها نوید جمعه را می دهند و تور نوری بی پایان فضای صبح را تسخیر نموده و ذراتش متبلور در فضا رقص کنان هر دم زاد و متولد می شدند و کبوتر سفیدی با بالهای رهایش در آسمان دور واژه انتظار چرخ می زند و به دنبال منجی ذکر خوش بوی اللهم عجل لولیک الفرج را می نوازد و دل من همچون بید، از تپش هیجان جمعه می لرزد آقا! ای کاش آمدنت را همه باور می کردند و ای کاش می شد کمی زودتر بیایی، دل لاله های عاشق از نبودنت خون است و دیگر چشمی برای گریستن ندارند. به خدا نبودنت دلمان را ریش ریش کرده و گناه صورت زیبای پاکی را شسته و فطرت خالص آدمی را چین و واچین، حق و حقیقت پشت پرده شک و تردید محصور مانده و آه عطشناک یتیمی روی دلهای بی کس و کار ما سایه انداخته است. خورشید باید از پس ابربیرون بیاید و چشمهای نابینای وصل را بر پهنای باغ وصال بسراییم و خودستایی رنگ سبز را با مداد رنگی مهربانی بکشیم و نمناکی چشمان قناری را با دستمال نوید آمدنت پاک کنیم. دوباره غروب شد و دل ماتم زده ما در حسرت آمدنت بهانه از لحظه ها می گیرد. شاید دلتنگی غروب جمعه از بار شرمندگی چشمان منتظر ما باشد ولی بدان که دل دقایق همیشه به امید آمدنت می تپد. بسیج مالک اشترما را درمان کند. آقاجان گناه زندگی پروانه ها را می سوزاند و اگر تو باشی دیگر پر پروانه پی کورسویی از نور در دل شب تا هجران نمی سوزد. آقا سوز سرمای بی کسی، دستهای مهربان آدمها را تاول زده و دردی جانکاه در پیکره آرامش پیچیده است . آقاجان ثروت و جاه طلبی مرید دلهای طمع کار شده و گرمای ملتهب حقارت بر فقر و تهیدستی طعن و گلایه می زند. مهدی جان(عج) بگو کی می آیی تا کوچه ها را آذین کنیم و عطر خوش